در مجلس جمال رحمن چه كنى ؟ نه آدم تازهاى ، دانهء درخت
« وَ لا تَقْرَبا »
« 1 » از دام
« وَ عَصى »
« 2 » برمگير ، تا از ترك عظمت
« لَنْ تَرانِي »
« 5 » از بام فلك كبريا آيهء
« اهْبِطُوا مِنْها »
« 3 » نشنوى . اى عزيزى كه اهرمن را بر مقدّسان ملكوت از راه امتحان
« لَأُغْوِيَنَّهُمْ »
« 4 » چيره كردهاى . اى قهّارى كه از روى صومعهداران منزل حيا چون بلعام به زخم
« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ »
« 6 » آبروى بردهاى . اى خوشدل سراى توفيق ! بحبل عصمت عشق محكم دار ، تا از زخم صدمهء
« وَ هُوَ الْقاهِرُ » *
« 7 » مصروع بيابان وقت نگردى . بحقّ و صلى كه فصلى نپذيرد ، بحقّ وحدتى كه دوئى نگيرد ، كه از پردهء ملازمان شاهد قدم اين آدم ثانى را از آن دم چون عدم عدم نگردانى .
154 فصل ( أيضا فى شطح الشبلى )
( 474 ) يكى از شبلى پرسيد كه « زهد و ورع چيست ؟ » گفت :
« زهد بخل و ورع كفر . »
( 475 ) قال : بدين آن خواهد - و اللّه اعلم - كه هر كه نظر با دنيا كرد ، در فقر و تصوّف بخيل است ، و اگر چه به ترك آن بگويد ، زيرا كه سرّ مفرد پيوسته بحقّ قايم است . بر كون التفات نكنند . مجذوب عشق قدم چون از عدم بيرون آمد ، حقّ او را
هامش
( 1 )وَ لا تَقْرَبا: سورهء 2 ( البقره ) آيهء 33
( 2 )وَ عَصى: سورهء 20 ( طه ) آيهء 119
( 5 )لَنْ تَرانِي: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139
( 3 )اهْبِطُوا مِنْها: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 36
( 4 )لَأُغْوِيَنَّهُمْ: سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 39
( 6 )فَمَثَلُهُ . .: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 175
( 7 )وَ هُوَ الْقاهِرُ *: سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 18 و 61