نكند . نشنيدهاى كه در اثرست از حقّ - سبحانه و تعالى - گفت مرا « 1 » بندگانى چند هستند « لو سألونى زوال الدنيا لازلتها » مبذران شياطين - اى طفل ناتمام ! - مزدوران عقلاند . بلغاريان تركستان ملكوت ديوانگان سرمست بارگاه جبروتاند . آن وشاقان درگاه كبريا طمع برضوان ندارند ، و از مالك نترسند . چون رخش خوشگام عشق بر برانند « 6 » ، از دروازهء بقا سطر علم قدر بخوانند . حيزوم جهانگير دولت معرفتشان از دامن راه كاهكشان فلك كاه آخر خرمه عيسى خورد ، و كوى تنزيه از پيشسواران تفريد برد . به آسمان ازل بىنردبان پايهء اجل روند . در ركاب شاه توحيد بىقدم علم و عمل دوند .
گرد راه اين بىخردان مگرد ، كه تو در عشق آن نكنى . بدين عاشقان بگرو ، تا در ايمان زيان نكنى .
153 فصل ( ايضا فى شطح الشبلى )
( 470 ) شطاح بغدادى روزى عقارى مثمن بمالى عظيم بفروخت .
از جاى خويش برنخاست تا جمله بخلق خداى بخشيد . عيالانش در گرسنه بودند . بديشان هيچ نداد . فقيهان گفتند « اين حركت خلاف علم است . » ندانستند كه در محلّ تمكين ستد و داد باذن حقّ است .
خزانهدار امر مأمور
« إِذا نَسِيتَ »
« 19 » تأديب
« وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ »
« 18 » يافته است . از آن بدان متّصف است . عروق شهوات از زمين توكّل بركنده است . در تجريد توحيد حقّ را يگانه داند ، و او را متّهم ندارند .
هامش
( 1 ) مرا : مرSM( 6 ) برانند : براييدSM( 19 )إِذا نَسِيتَ: سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 23
( 18 )وَ اللَّهُ يَقْبِضُ . .: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 246