تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
( 434 ) قال : اين صولت حال و فرط عشق و محبّت و غيرت در معرفت ، نگر اين‌ها را . چون معاينه عيان شد ، و تمكين و انبساط به سامان شد ، از پردلى در مشاهدت و خوش‌روحى در مكاشفت وزن كس ننهند . چنين بينند كه مقام ايشان از جملهء مقامات ديگران بيش است . اين غيرت حقّ است ، تا به يكديگر ساكن نشوند ، و كلّيّت جان به كلّيّت جانان بدهند ، و در شرط عشق صولت اتّحاد ببينند . نبينى كه سر كشتگان عشق ، سيّد غيوران معرفت ، باده‌كشان شراب وحدت ، در عين يگانگى چه مىگويد ؟ « لو كان موسى حيّا ما وسعه الا اتّباعى . » ( 435 ) بالغان عشق در عيان جانان چون حسن خطاب به گوش انبساط بشنوند ، و از خطّهء خلقت « 11 » حدث سوى بقاء قدم شوند ، روز - كوران سپيده‌دم عقل را دو عشق بنا بنهند . و نيز چون بر رخش جاويد صحراء قدم پيمايند ، از سرعت صدمت لايزالى در حضرت ذو الجلالى كس را اقتدا نكنند . عاشقان در اباحت عشق فسردگان زهد را در تماشاى نگارستان كشف اسرار آيين آمده ، كه سابقان ملك اعلى ، چون جان به جانان دهند ، رسم
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » *
بجان امان ندهند . شاهد ازل بعشق خنده زنند ، زيرا كه زندگان بقا از خوشوقتى وجد حسين‌وار مىزنند ، و باز هستى از شست شاه قدم گيرند .
هامش
( 11 ) خلقت : خلقةSM