چون از تعليمگرى اخترشماران فلك بازگشت ، نورهى آورد در منزل
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 2 » . تحفهء آيت
« وَ عَصى آدَمُ »
« 1 » چون برانداخت مايهداران ملك عشق را عشق « 3 » فرمان كرد . از قدم خلافت ربوبيّت در اصطفائيت اين يافت كه
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ . »
« 4 »
( 432 ) اى عيّار ! بپر جناح ازل تا ابد در قدم طيّارى . ببر مركب جام جم در ميدان قدم سوارى . چرا با خوشدلان ارادت درين منزل آب و گل هم داستان علّت علم باشى ؟ بگذر از دام خر ، كه عزّت عشق علّت امر و نهى برنگيرد . عقول صادره را از راه « 8 » احاطت جلال روزگارت پى كردهاند ، زيرا كه طوطى عشقت بوتيمار پرتيمار هجران ذات ازلست . اين دو مرغ بيكار را كه « 10 » در قفص عنصراند ، بمقراض فنا پر ببر ، تا نرد سپيد مهرهزن صبح بقا رنگ ليل و نهار نمايد كه « ليس عند اللّه صباح و لا مساء » . نقد حالى ( و ) عشق لايزالى دان ، برانداختن وجود شور لاابالى .
143 فصل ( أيضا فى شطح الشبلى )
( 433 ) شبلى در شطح گويد كه « اگر ابو يزيد حاضر بودى بدست كودكان ما ، مسلمان شدى »
هامش
( 2 )إِنِّي جاعِلٌ . .: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 28
( 1 )وَ عَصى آدَمُ: سورهء 20 ( طه ) آيهء 119
( 3 ) عشقM: عشق راS( 4 )إِنَّ اللَّهَ . .: سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 31
( 8 ) صادره را از راهS: صادره راهM( 10 ) كهM: -S