مرا گفت : برويد ، كه هرجا كه باشيد ، من وا شماام . شما در رعايت و كلايت منايد . »
( 423 ) قال : خبر از حسن همّت داد ، يعنى چون در همّت منايد و دعاء من ، در پناه خداوند عالمايد ، جل جلاله . و اين كلام را نيز بوى توحيد ازو مىآيد ، يعنى مرا چشميست از چشم حفظ حقّ ، و بدان چشم شما را رعايت كنم . سخن از حقيقت اتحادست .
آنك متّصف شد به صفت حقّ ، نطق او نطق حقّ است . در تفسير
« يُخادِعُونَ اللَّهَ »
« 8 » گفتهاند كه مخادعت با رسول اين مىكنند . آن بهتر كه سفير حقّ بود بخلق ، در امر بمقام حقّ بود . از براى آن نطق جان جانها . و آن از ظلّ قدم سايهء روانها مىگويد « من اطاعنى فقد أطاع اللّه » . شمس جان چون از فلك دل انجم طبيعت بسوزد ، چهرهء آن روز از چهرهء آفتاب ازل برافروزد . چون از مطالع غيب بيرون آيد ، نور از نور
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ »
« 13 » خبر دارد .
اختران ارادت را به حكم اتّحاد در سايهء چتر عصمت خويش گيرد .
( 424 ) اين كسى داند كه در ديوان ولايت شبلى حقّ را بدل جان شكر گويد . قفاء امتحان بر ابلهان نزنند . دلى بايد كه در فناء وجود بسكر نيستى در عزّ وجد و لذّت وقت از سر شور نايافت بر پردهء ترنّم زخمهء سكر شكر زند . بجان تو كه در عشق حريفى همدم نديدم كه در حريّت عشق را بنده بودى ، و بجان بىجان در معرفت زنده ، شمع گيتى نهاد را « 20 » پرنده ، نديدم كه جناح همّت در
هامش
( 8 )يُخادِعُونَ اللَّهَ: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 8
( 13 )اللَّهُ نُورُ . .: سورهء 24 ( النور ) آيهء 35
( 20 ) نهاد راS: نهاده راM