تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
كه مسلوب مشاهدهء قدم ، پيش‌رو شاه‌راه عدم - عليه السلام - چون از كون بيرون رفتى ، بعد از سكر در صحو خبر دادى كه « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل . » كلام عارف در وجد مجملى بىتفصيل است ، و در صحو مفصّلى مفسّر . چون در سكر گويد ، مجمل طعن طاعنانست . چون مفصّل گويد ، از محلّ شناعت بيرون آيد . اين كلمات را مقدّماتست . ( 415 ) ابو محمّد نسّاج گويد « در مجلس شبلى ايستاده بودم . يكى از شبلى وصف جبرئيل پرسيد ، گفت : آنچه در روايت شنيده‌ام ، كه او را « 9 » هفتصد نعتست و هفتصد پر ، كه اگر پرى از آن باز كند ، از مشرق تا مغرب بپوشد . چه پرسى از ملكى كه دنيا در دو پر او غايب است ؟ » ( 416 ) ديگر گفت « روايت است از ابن عبّاس - رضى اللّه عنهما - كه صورت جبرئيل در قايمهء كرسى چون حلقهء زرهيست در جوشن ، و كرسى و جبرئيل و عرش در جنب ملكوتى كه ظاهر شود باهل علم ، همچون رمليست در بيابانى . » ( 417 ) ديگر گفت « اى سايل ! اين علومى چندست كه اگر ظاهر كنم آن را چون برگيرد اجساد ؟ يا چون طاقت دارد گفتن آن زبانها ؟ يا عقلها چون گرد آن برآيد ؟ يا ديدها چون در آن رسد ؟ يا گوشها چون آن بشنود ؟ دليلى كند آن علم بدان علم و از آن علم . در آن حقّ خود را برگزيد ملك غيب . جز او طاقت
هامش
( 9 ) كه او راM: او راS
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 235 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن