چه نالى ؟ چون دل از عشق آن قديم تهى دارى . يك زمان عرصهء خاموشان خود بازنگر ، كه نقش مهرهء
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« 2 » چون مىخوانند ، و جوايز قضا و قدر در سراير و ضراير عقل و جان چون مىرانند ، سرّ عشق آن جهان دارند . اين جهان پرسوز جان دارند .
شمع بقااند ، كه در لگن فنا مىسوزند . شموس مطالع جلالاند ، كه خورشيد عالم مىافروزند . آيينهء آدماند و نور عالم ؛ چون در خود نگرند ، عروس گمكرده را باز بينند .
131 فصل ( ايضا فى شطح الصبيحى )
( 395 ) ازين جاى در شطح صبيحى گويد كه « عارف را آيينهايست ، كه چون در آن نگاه كند ، حقّ را ببيند . »
( 396 ) قال : آيينهء او دلست ، و دل محلّ نور حقّ ، چنان كه در حديث آفتاب خافقين و قمر
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 14 » - عليه السّلام - گويد كه « دل مؤمن محلّ نور حقّست . » تفسير
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ »
« 16 » نيك بنگر ، كه دل « 17 » بازار عشق اوست ، و در آن گل آدم بر شاخ عشق از رنگ تجلّى گل اوست . اگر بلبل روح مست آن گل شود ، در چشمهزار ازل صفير « 18 » مرغ
« أَ لَسْتُ »
« 19 » به گوش جان بشنود ، و يكدم بىآن ازل از عروس اجل نغنود .
هامش
( 2 )قُلْ . . .: سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 91
( 14 )قابَ قَوْسَيْنِ: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9
( 16 )أَ فَمَنْ . . .: سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 23
( 17 ) دلS: -M( 18 ) صفير : سفيرSM( 19 )أَ لَسْتُ: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171