129 فصل ( ايضا فى شطح ابن عطا )
( 388 ) ابو العبّاس در شطح گويد كه « مستقبحات جهان از پوشيدن اوست ، و نيكوئى مستحسنات از تجلّى اوست . چون چنين است ، چه سود كند ألوان مصفر و اكمام مقصّر و بر يكديگر دوختن مرقع ؟ »
( 389 ) قال : شطحى بس نيكوست ، يعنى چون سبق اصول حاصل شد ، رسوم چيست ؟ آستين كوتاه و روى زرد پيش قهر سابق چه سود كند آنكس را كه اصطفائيّت ازلى ندارد ؟ توحيد بىرنج آمد ، از واحد فرد موافق استعداد ايمان افتاد . توحيد از صفات آمد ، و استعداد از فعل . مصدر اين هر دو جز ذات نيست ؛ بعلم و ارادت مقرون است .
پس شاهد متكلّف است پيش سابق علم . چون حقيقت بنعت هدايت از ازل حاصل شد ، رسم پيش علم قدر چه كار دارد ؟ رستى معصيت چه زيان دارد ، آنجا كه در علم مسبّب به اجتبائيت قلم رفت ؟
( 390 ) ببين كه دفترخوان علم قدر در بارگاه مست - عليه السلام - چون بديد اسرار ربوبيّت ، گفت « جفّ القلم فى علم اللّه . » اگر به وصف قهر پيدا شود ، جهان كفر گيرد . و اگر لطف پيدا شود ، بتها بسجود درآيند . چشم بيننده چون كحل آشنائى معرفت دارد ، بدان سرمه در همه ذرّات هم پيرايهء قهر بيند ، و هم پيرايهء لطف در عرصهء محشر . اى دوست ! نزد نشور صد هزار نسل مطيعان بينى از