تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بند توحيد گسيخته ، و از پيش يك مجهول در عشق و توحيد - كه در ملامت صورت قهر بوده است - جمله آتش جهنم بينى گريخته . ( 391 ) تو اطفال مادر عدم به دايهء قدر قدم سپار ، كه نزد پول صراط ايشان قهر و لطف جمله را شير تربيت داده است . هر يكى با آشيان خويش روند . ندانى كه او خويش كس نيست ؟ برگزيدگان را از صورت كفر چه زيان دارد ؟ راندگان را از صورت ايمان چه سود ؟ نبينى آن‌كس كه پيشتر بود او را خوف از همه ، بيشتر بود چون در تنزيه جلالش نگريد ، قدس
« قُلْ هُوَ اللَّهُ »
« 8 » از نسبت آب و گل منزه ديد . گفت « أنا أعرفكم باللّه و أخوفكم منه » زيرا كه در صحراء قهريات جهان ، در جهان عزيزان نبوت را ديد كه جمله از بيم مفزعهء
« وَ لَوْ شِئْنا »
« 11 » در صحن « أعوذ بك منك » گريخته بودند .

130 فصل فى شطح الصبيحى رحمة اللّه عليه

( 392 ) ابو عبد اللّه صبيحى در شطح گويد كه « متقى پيوسته گرد شرك گردد از خرّمى ببقاء حقّ ، زيرا كه او پيوسته شاهد مشاهدهء اوست . » ( 393 ) قال : شطحى عجيب است . اين سرّ كه در مشاهده آنست كه مشاهد به لذّت مشاهده و خرّمى به بقا ساكن شود ، و در خوش‌دلى
هامش
( 8 )قُلْ . . .: سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 1 ( 11 )وَ لَوْ شِئْنا: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 175 ، و ديگر
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 223 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن