( 365 ) امّا هفتاد روز نخوردن طعام ، مقام صمدانيانست . هر كه در مشاهدهء صمديّت بماند ، وى را طعمهئى از عالم « أبيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى » دهند . اين نه مقام مجاهده است ، بلكه مقام مشاهده است . بىباكان رعونت از سرّ تكلّف خود را بفتراك اين دولتيان معرفت بربستهاند . بتكلّف جان كنند . زود به درجهء ماليخوليا برسند . آنگه از درج سوداء سطور مخاييل ديو مىخوانند ، و آن خوشخوش به حقيقت مكاشفات ملكوت مىرانند . جهان « 7 » عامهء گوسالهپرست را به سالوسى و افسوسى از راه مىبرند . دريغا ، اگر اين صافى خنب صادقان بىدرد اين سالوسان بودى « 9 » ، و اين گردران نغز بىگردن ابلهان بودى .
121 فصل ( ايضا فى شطح سهل عبد اللّه التسترى )
( 366 ) سهل عبد اللّه گويد كه « ذكر به زبان هذيانست ، و ذكر بدل وسوسه . »
( 367 ) قال : بدين ذكر ، ذكر غافلى خواهد كه از مشاهده مذكور و محجوبست « 17 » در سهو ساهى و در غفلت لاهى . در حجب انسانى از قدس لاهوت سلطانى بازمانده است ، به عادت و طبيعت از فرط لسان ، گهى الهى بر زبان راند ؛ دلش از آن بىخبر باشد . گهى از آن بدر آيد هذيانها را بر زبان راند ؛ از آن نيز به غفلت بدر آيد .
هامش
( 7 ) جهانS: جهانىM( 9 ) بودىS: -M( 17 ) و محجوبستS: محجوبستM