تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
حمزه ، در شنيدن اصوات مختلف و لبيك گفتن ، طرفى گفته شد در شرح شطح ابو الحسين .

118 فصل ( فى المناجاة )

( 357 ) اى معانى جان هر جانورى ! سرّ تجلّى صفات توئى . وجود هر ذرّه‌ئى به پيدائى پيدا به مباشرت افعال تو . اى زنجير اكوان بسته در اطراف عالم علم قدر تو ! اى به عكس ظلّ بهاى تو مزيّن زيور افعال تو ! اى نعوت تو به چشم اسما و صفات خوانده ، در سطور الواح اشباح و ارواح خوانده ! اى در أنهار مشارب مقادير آب بحر حيات تو ! دانى كه خار رنج‌پذير عشق بسمع صفات تو ! اى پرنگ اوتار انوار تو شنود « 12 » ، و بىوصول عرايس جمال جلال قدم در سرّ التباس نغنود ! توئى كه در حرف غلط بىكاف و نون امر وجه بقا نمائى . دريوزه گران اسواق اشواق را در پيش بزّازان بوقلمون تجلّى . اگر نوازى ، دانم كه بسازى ؛ و اگر بگدازى ، دانم كه براندازى . و رق حرف دوئى « 16 » در نوشتم . چون معانى از حروف در بهشت كنشت بهشتم ، من كيستم ؟ و از در تو چيستم ؟ منم در عالم سرّ سالوسى ، منم در عشق جان افسوسى . ( 358 ) چون از ناوك عشق تو پست گشتم ، بجان آن زندگانى و آن شراب جاودانى هست و مست گشتم ، وارستم از بودن و نابودن . چون تو بودى ، بصير گشتم بىخلل غمى . چون تو نمودى ، با آيينهء
هامش
( 12 ) شنودM: شودS( 16 ) حرف دوئى . . . معانى ازS: -M
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 203 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن