آيينهء اتّحاد جوئى .
116 فصل فى شطح أبى حمزة الخراسانى
( 353 ) ابو حمزهء صوفى گويد در شطح كه « اگر غفلت نبودى ، صدّيقان بمردندى از روح ذكر حقّ . »
( 354 ) قال : نيكو گفت كه اگر انوار قديم بنعت تجلّى در دل صادق لحظهئى بماند ، وجودش در وجد محترق شود . حقّ بكرم او را در پردهء بشريّت ساعتى بدارد ، تا وجودش متلاشى نشود . از اينجا بود كه سيّد راسخان محبّت در ولايت تجريد توحيد و مشاهدهء صفات غيب « 11 » جان را از حقّ نشانه كرد ، كه « انّه ليغان على قلبى » .
جانى كه در تنزيه قدم مباشرت قدس صفات يافت ، در نايافت نعيم آلا ، از هلال جلال محجوب شود . اگر نه چنين بودى ، سفينهء نفسش در قلزم قدم صرصر تجلّى در هواء
« دَنا »
« 14 » نبردى ، وراى كون نبريدى .
كون او فرّ سايهء
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً »
« 15 » نيافتى ، ليكن آن سفينه به لنگرها
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
« 16 » بساحل « انّه ليغان على قلبى » مربوط بود . آن مهتر عاشقان گويد - عليه السلام - كه « غفلت رحمت خداى است بر بندگان خداى » .
هامش
( 11 ) غيبS: -M( 14 ) دنى : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8
( 15 ) سورهء 21 ( الانبياء ) آيهء 107
( 16 ) سورهء 33 ( الاحزاب ) آيهء 72