تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
« بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها »
« 1 » بشنوى . فعل را زبون مباش ، كه هم خانهء كون در هواء آزال « 2 » تبرآباد ( ؟ ) نپرد . ( 352 ) اى عقل اوّل مشيمهء امر ! چون بگذشتى ، چرا در فضاء ازل ننشستى ؟ قفص امتحان بشكن ، كه گلستان جلال از چون تو مرغ خاليست . از زبان علّت اولى بشنو ، بىرنگ حرف دوئى سرّ يكتائى تا كى از رعنائى نفس خرگاه
« وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ »
« 6 » داده‌اى ؟ سپهر را با دايهء فلك ده ، تا عقل اوّل با شاهدان ازل در اتّحاد مباهات كند . جامهء نفس آتش اثير بركش ، تا محض معنى روح روح
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها »
« 9 »
« ثالِثُ ثَلاثَةٍ »
« 8 » گويان التباس در حسن تحقيق جمال ازل در
« هذا رَبِّي » *
« 10 » بنماى . اى خورشيد ! ظل‌ازل‌گستر ، تا كى از جامهء آسمان حلّهء عناصر دوزى ؟ تا كى عود عشق خام بر آتش سفر طبع سوزى ؟ اگر روزى از مراتب خاك آدم بر در سرا پردهء ازل رسم حدوث و قدم گم « 13 » كرده‌اى ، يا شربت لايزالى از قدح لا أبالى خورده‌اى ، از خرابات بقا بيرون آى ، تا صحيفان آيات گل صفت در گل قدرت ببينند . چند درين جهان چون متواريان صعاليك فقر در بازار ارادت
« أَرِنِي »
« 16 » دريوزه‌گرى كنى ؟ از رنگ دوئى بيرون شو ، تا نزد صوفيان فلك بىفتوى غيرت توحيد « أنا الحقّ » گوئى ، و از قبلهء « امانى » هلال بمانى ، يمين عزّت در
هامش
( 1 ) سورهء 11 ( هود ) آيهء 43 ( 2 ) آزالS: ازلM( 6 ) سورهء 40 ( المؤمن ) آيهء 66 ( 9 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 169 ( 8 ) ثالث ثلاثه : ثالث و ثلاثةSM، سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 77 ( 10 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 و 78 ( 13 ) گمS: -M( 16 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيه 139