تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
به بين و كون از كيف و كم بيرونست . ( 351 ) سرّ « لى مع اللّه وقت » در مشهد تنزيه بينى ، كه اگر خواجهء جهان در آن منزل بماندى ، لشكر احكام از درد عشق براندى ، اركان عرش و قوايم كرسى از آن گران‌سنگى حالش بشكستى . نديدى كه مرضعهء صفت چون در مهد وصلت شير الفتش دادى ، در خواب « تنام عيناى و لا ينام قلبى » عروس قدم را به رنگ آدم ديدى ، گفتى : « شوّقنى الى لقائك » كه مشترى جانش در آسمان معراج هويّت در برج وحدت هم قران كيوان قدم شدى . در رؤيت آفتاب جلال بدر كمالش در محاق فنا هلال بلال گشتى « 9 » . آن همرنگ خاك آدم را گفتى ، كه سپيدهء مهرهء
« أَ لَسْتُ »
« 10 » نرد گل نام به تيره‌بام سحر
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى »
« 11 » بزن ، تا از حيزوم
« دَنا »
« 12 » در وادى « جاء اللّه من سينا » پياده شوم . مرا از سكر شراب خانهء « لى مع اللّه » دمى رهائى ده « ارحنا يا بلال ! » كه لشكر قدم اوباش عدم بشكست ، و سهام قوسين از هدف كونين بگذشت . رنگ رجا رنگ بوقلمون
« صِبْغَةَ اللَّهِ »
« 14 » در جنب نيم‌رنگ مسيح جان زن ، تا نگاريان فلك در بيت معمور ترا رنگرزى كنند . قابلهء آدم را بگوى « 16 » ، تا زبدهء ممخاض صلصال را از مخيض جان براندازد . با تو سرّ « خمر اللّه طينة آدم » در صباح صبح صفت بدانى ، تا كى از كوحدت ؟ سفينهء نوح عقل را در قلزم قدم غرق كن ، تا از قلق « 19 » شمال نفحات مشاهده از دم « الريح نفس الرحمن »
هامش
( 9 ) بلال گشتىS: -M( 10 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171 ( 11 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 1 - ( 12 ) -دَنا: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8 ( 14 )صِبْغَةَ اللَّهِ: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 132 ( 16 ) بگوىS: بكونM( 19 ) قلقM: فلقS