تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

115 فصل ( ايضا فى شطح يوسف بن الحسين الرازى )

( 347 ) يوسف حسين گويد در وقت نزع صاحبان معرفت را كه « هر چه از من ديديد ، بر آن اقتدا كنيد ، الا به دو چيز : قرض مكنيد ، و صحبت با امردان مداريد . » ( 348 ) قال : ايشان را در توكّل ضعيف يافت ، و از مقام بسط و انبساط دور . وام كردن خرّمى است ببقاء خداوند - جلّ اسمه - و معرفت برضاى او يافتن نيل « 9 » كرمش بعد از قرض كردن . اين حال متمكّنى را مسلّم شود ، كه از اسباب عرش منقطع ، در همه حركات و سكنات مخاطب و مأذون ، عيشى بىتردّد و دل‌تنگى گذارد ، در نيستى ذليل نشود . معروفست كه سيّد عالم - صلى اللّه عليه و سلّم - قرض كردى ، و در راه خداى صرف كردى . چون بدين سامان نباشند از قرض كردن كه باشند ؟ ناموسان دل‌تنگ ، سالوسان چون سنگ ، كه بدم زرق كفش عيسى و چادر مريم دزدند . چون رنگ
« صِبْغَةَ اللَّهِ »
« 15 » ندارند ، چونست كه رنگ توكّل نزد ساده‌دلان عالم برآرند ؟ همى با ايشان افسانهء « 17 » سرگذشت خام درآيند . ( 349 ) حديث روى نيكوى خوبان ديدن و معاشرت ايشان خطرى عظيمست . مبتديان را بهار باغ « حبّب الىّ من دنياكم » در مجلس عشّاق است . منتهيان را نردبان باديهء بام ازلست ، زيرا كه از معدن قدس قدم است . حديث « النظر الى وجه الحسن يزيد فى البصر »
هامش
( 9 ) نيلM: نيلىS( 15 ) صبعة اللّه : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 132 ( 17 ) افسانهS: افسامM