تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

113 فصل ( ايضا فى شطح يوسف بن الحسين الرازى )

( 341 ) يوسف حسين گويد كه « اگر صدق و اخلاص دو بنده بودندى ، هر دو را بفروختمى . و اگر خوف و رجا در جانم بكوفتندى ، ايشان را در نگشادمى . » ( 342 ) قال : جانا ! صدق و اخلاص و خوف و رجا از مقامات و احوال است ، و آيتهاء طرق معارف و توحيدست . هر كه به منزل رسيد ، از اسباب و طريقت نگويد . طريقت تهذيب اسرارست ، معرفت ملك انوار . هر كه از شوايب علل زمانه بنور احديّت و توحيد مقدّس گشت ، كى از مشاهده « 11 » با مجاهده آيد ؟ اين سخن از مقام انبساط گفت ، بعد از آنك حلاوهء اهليّت توحيد بسرش مباشر شد . رسول امين چون بحبل متين به آسمان عين اليقين رسيد ، در طيران جان جلاليش مقيمان مقامات ملايكه را گفت كه « بعالم دنوّ مىروم . اى جبرئيل چرا « 14 » برنيائى ؟ » از زواياى صدق صادقان گفتند . از خانهء اخلاص مخلصان گفتند . از صحن خاموشان خوف خايفان گفتند . از صف راجيان راضيان گفتند
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
« 17 » . آن كه در مقام معلوم مقيم شد ، از مقام محمود چه خبر دارد ؟ ايشان را مقام آمد ، و سيّد را دنوّ پردهء مقام بر داشت ، و در ديدهء بىديده‌اش جمال ازل بنگاشت . بندهء قوسين « 19 » از كونين ببريد ، و بر روى شاهد قدم پردهء كون و عدم بدريد . قوس قدم آن
هامش
( 11 ) كى از مشاهده . . . گفتM: -S( 14 ) چراS: جرM( 17 ) سورهء 37 ( الصافات ) آيهء 164 ( 19 ) قوسينS: -M