111 فصل فى شطح يوسف بن الحسين الرازى
( 338 ) يوسف در شطح گويد كه « من دانم كه نزول عيسى كى بود ، و خروج مهدى كى ، و از كدام قبيله عيسى زن كند ، و چه از پشت او پديد آيد . »
( 339 ) قال : ممكن باشد كه در حديث سماع كرده بود ، و از اخبار پيغمبر دانسته بود ، زيرا كه او صاحب حديث بود . و روا بود كه بالهام از حقّ دانسته بود . اخبار غيب از دل ابدال معرفت و مبارزان ولايت دور نيست ، تا نبينى كه اين حديث از سرادق سيّد مرسلان - عليه السلام - دورست ، زيرا كه او در كشف محض حجاب از اسرار ملك و ملكوت « من العرش الى الثرى » برداشت . جميع أوليا قطرهء بحار الهام اواند ، و جميع اصفيا ذرّات شموس حقايق برهان او . باز آنكه گفت « انّ فى امّتى محدّثين و مكلّمين و انّ عمر منهم » بنگر ، كه خضر از علم لدنى چند عجايب داند بالهام كه كس نداند . آنچه ولى خبر دهد ، تعلّق بالهام صادع دارد . و آنچه نبى خبر دهد ، تعلّق بنور وحى ساطع دارد . چه عجب دارى از دل بينندهاى كه لوح محفوظ اسرارست . هر لحظهئى اقلام
« تَجَلَّى »
« 18 » در سطر « تدلى » « 17 » حروف
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
« 19 » نويسد ، از عرش تا بثرى . صورت و جان هر ذرّهئى خزانهدار ملك علم قدم است . در ديدهء جوانمردان
هامش
( 18 ) تجلى : سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139
( 17 ) تدلى : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8
( 19 ) سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 39