تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عقل بىمايه خود جواب
« كِراماً . كاتِبِينَ »
« 1 » دهد .

103 فصل ( ايضا فى شطح الخرّاز )

( 318 ) خرّاز را پرسيدند كه « انس چيست ؟ » گفت « خرّمى دل بقرب اللّه ، سكون در خرّمى به جلالش ، و ايمن شدن از آنجا كه رعايتست ، يكتا شدن از دون وى ، اشارت حقّ بوى و او از اشارت . بيرون بحقّ ناعم شدن ، و جفاء غير نكشيدن . » ( 319 ) قال : سخت نيكو گفت آن رهرو دل‌گشاده ، كه انس جز خرّمى بحقّ نيست ؛ بديدن جلال او ساكن شدن ؛ درو از هر چه غير او ، و با او ايمن شدن از دون او ، اگر چه آتش دوزخ بود ؛ زيرا كه از عنايت قدم به وصف رعايت ابد ديد ، دانست بخطاب و مشاهده رضا از حقّ ؛ از پردهء مكر بيرون شد ، آيت
« أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ »
« 14 » رايت او گشت . لطافت جوهر آدم در صفاء مشاهده به‌غايت رسيد . زحمت حدثان نپذيرد . جفاء نااهلان برنتابد . آن نه از بىمعرفتى بود ، يا از تنگ‌دستى ، بلكه آن از ستمكارى در انبساط است ، و از نازكى در انس مقامى مخصوصست . ( 320 ) زجاجهء رقيق جان همرنگ نور مصباح
« فِيها مِصْباحٌ »
« 18 » شده است . گل باغ صفاء بها بىخار امتحان طاقت دست نااهلان
هامش
( 1 ) سورهء 82 ( الانفطار ) آيهء 11 ( 14 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 82 ( 18 ) سورهء 24 ( النور ) آيهء 35
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 181 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن