چهار سوى طبيعت باديهء باغ خليقت ميدان كنى ؟ اگر قاصد نامهء
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
« 2 » هستى ، چند تربيت منزل خود كنى ؟
هان كه منادىگر
« ارْجِعِي »
« 3 » بانگ
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« 5 » در عالم
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
« 4 » فروداد . تو در مسند عبوديّت چه نشينى ؟
بگذر از دام دانهء گندم آدم ، كه ميزبان خوان مشاهده مىگويد
« إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى »
« 6 » .
104 فصل ( ايضا فى شطح الخرّاز )
( 322 ) خرّاز گويد « عارفان را هست خزاينى چند ، كه علومهاء غريب و انباهاء عجيب در آن به وديعت نهادهاند . آن كلمات را بلسان ابدى و عبارات ازلى بازمىگويند » .
( 323 ) قال : صدق الشيخ . دل ايشان گنج خانهء اسرارست و عالم انوار . چون در عشق گرم شوند ، جان گوينده از حقّ نشان آورد .
حقّ بخطاب معرفت به زبان ايشان سخن گويد . گفت « له لسان يتكلّم به » به ياد دار ، چون شنيدى كه « نطق اللّه على لسان عمر » در آيت
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 17 » . جانا ! چون كثافت برخاست از زبان حدثى ، زبان ازلى دران زبان تجلّى كند . بنعت ظهور وجود
هامش
( 2 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29
( 3 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 28
( 5 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 91
( 4 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 171
( 6 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 116
( 17 ) سورهء 23 ( المؤمنون ) آيهء 14