تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
جانت نگيرد ، تا در ايوان عقلاء مجانين از شراب مستان شورانگيز « سبحانى » بازنمايى « 2 » . به چابكى عشق از دبيران امر و نهى بگذر ، كه ايشان مزوّرنويسان قدراند « 3 » ، گزيت از عقل رعنا ستانند . از آن شاهان خاقان چين قدم را ديوانه خوانند . ( 312 ) هان تا به شوخى رضوان و كشى جنان فريفته نشوى ، كه طراز روى حسن ازل غيورست . دامن صبح صفاتش از شب « 6 » كون و عدم بيرون نه . ترا گفتم كه زرق زرّاق و تلبّس « 7 » التباس مخر ، و غرور حيل‌گران مكر مخور ، كه قديم ذو الجلالى جان معرفت از قدم پى كرد ، و مركب روح ناتوان در بيابان معرفت خوى كرد . آنگه تاج « لولاك » بر بام افلاك بينداخت ، و در ديدهء بىديدهء وجود بگداخت . مركب تنزيهش به تير قوسين وراى كونين خسته گشت . زمام « أنا أفصح العرب و العجم » از پيش صدمت عزّت بپيچد . انگشت تحيّر بر لب « لا احصى ثناء » نهاد . معلّم
« شَدِيدُ الْقُوى »
« 13 » را گفت در اراك عرفات كه « لست بقارى » . بيت :
جائى طواف گاهى از غير بىنشان * با زحمتى كه جاى نيابد در قدم .
پردهء بىنشان چند زنى ؟ به ترنگ زخمهء اسرار به نواى انوار زند و پازند عشق در بتكدهء خودپرستان چه خوانى ؟ شرح « تكلّموا حتّى تعرفوا » رمز اين اسرارست ، و درج اين انوار
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 20 » .
هامش
( 2 ) نماىM: نمانىS( 3 ) قدرM: قددS( 6 ) شبM: سبS( 7 ) تلبسS: تلبيسM( 13 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 5 ( 20 ) سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 11