تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
عارف لوح محفوظ خطاب قدم شد ؛ گوينده و شنونده يكرنگ بينى . اى قابل معنى آدم ! كشتى طوفان نم آب نوح بر خشك ارادت چه رانى ؟ اگر همزاد پدر عيسىاى ، از عطسهء دم
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
« 4 » بر مركب جام جم سوار شو ، كه شاه‌راه
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى »
« 5 » طرّقواگويان
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
« 7 » جادهء
« إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ »
« 6 » به قارورهء
« فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ »
« 8 » از مسترقان قهر پاك كرده‌اند .

105 فصل فى شطح أبى حفص النيشابورى

( 324 ) ابو حفص در شطح گويد « از آنگاه باز كه خداى را بشناختم ، در دل من حقّ و باطل نيامد . » ( 325 ) قال : دل منظر روح است و محلّى خاصّ هست ، كه آن مكان لطيفهء خاصّ است ، در آن مكان جز تجلّى نشود . عبارت از تجلّى نظر سيصد و شصت‌گانه است . آن عالم را « دل » خوانند ، كه شاهد مشهد غيب است . نواحى آن موضع محلّ جريان خواطرست . الهام فجور و تقوى در آن نواحى فرود آيد . و اگر نه آنچه دلست ، اصل در رؤيت صفت غرقست . « لى مع اللّه وقت » آنجاست كه فلك و ملك در آن نگنجد . خاصّ جلال حقّ راست . با دل گم‌گشته
هامش
( 4 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29 ( 5 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 1 ( 7 ) سورهء 19 ( مريم ) آيهء 58 ( 6 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 48 ( 8 ) سورهء 37 ( الصافات ) آيهء 10