تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
نيكومحضراند ، هر زمان كويى ( ؟ ) پيش ايشانست كه ناخوب‌كارتراند ، ليكن گناه ايشان سرمايهء پارسايانست ، و دم ايشان روح زندگانى عشق پاكان . « ذنوب المقرّبين حسنات الابرار » مريدان را رؤيت ثواب طاعتست ، و عارفان را عقاب ، زيرا كه از حقّ به غير نگاه كردن كافريست . درين دم شيخ در رؤيت تقصير خود بود ، برانداخت آنچه بر دل وى گذشت از دون حقّ . گفت كه منم به طاعت من ، خويش به عبادت خويش ، از حقّ محجوبم ، و از قرب آن دور ، من كه مراد او باشم ، كى بندهء او باشم ، عبادت من در خورد حدث است نه در خورد قدم . ( 298 ) نبينى كه غمناك عشق ازل ، نخّاس عروس اجل ، قهرمان
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 10 » ، سيمرغ آشيان كونين ، سيّد پاكان نبوّت ، سايهء عاشقان معرفت ، محمّد هاشمى - صلوات اللّه عليه و آله - چون رخت دولت معرفت بر رخش محبّت نهادى ، و رخ‌فزاى جهان ازل كردى ، از آن گران سنگى « 13 » گنجور سپهر ، نقطهء جانش براق اشتياقش باتّفاق لنگ آمدى . چون فروماندى ، بر بارهء عجز و وصول شهر شرع ، شرق قدم از بودن عدم با وى بتافتى « 15 » ؛ وقفچاق خرگاه‌داران مرغزار عزّت وحدت بر وى تركى كردى « 16 » ، دانستى كه نمىتواند بدم عدم قدم كشيدن . آن طوق‌دار عشق عروس كبريائى از سر اندوهناكى « 18 » در حقّ از غيرت حقّ فنا خواستى ، گفتى « ليت ربّ محمّد لم يخلق محمّدا ! » ببين كه چون در رؤيت تقصير شكر پادشاه بىمثال افتاد ، تا در غناى آن جمال افتاد ، انجمن سالار پرهيزان ( ؟ ) معرفت
هامش
( 10 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9 ( 13 ) گران سنگى : گران سبكىSM( 15 ) بتافتى : نيافتىSM( 16 ) كردىM: كردنS( 18 ) اندوهناكىS: اندوه تا كىM