خبر داد
« إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ »
« 1 » ، چون اسبان شاهى بر آن شاهد ذو الجلالى عرض كردند ، در حسن تصويرشان آيت
« سَنُرِيهِمْ »
« 3 » آيينهء آيات جمال صفات بنمود ؟ از مشهد عبوديّت در جمال ربوبيّت بماند . چون جان كمان عشقش از معشوق قدم حظّ جمال برگرفت ، غيرت توحيد او را رشك نمود . گفت : تو هنوز در آيينهء
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى »
« 6 » مىنگرى .
هان كه آفتاب قدم در غرب ابد رفت . نوزادگان عدم را برانداز ، كه رخش قدم خريطهء دبيران تزوير ملكوت ارض و سما برنگيرد . چون خود را باز ديد ، خود را در غير يافت . چون ابراهيم شمشير برگرفت ، بتان آيات را زخم
« فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً »
« 10 » زد ، از رشك عشق گفت
« إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي »
. اين اصنام امتحان عشق بياوريد
« رُدُّوها عَلَيَّ »
« 12 » همه را پاره پاره كرد .
« فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ »
« 13 » . در شرع عارفان شريعت محبّت در عشق چنين مىفرمايد كه هر چه دون معشوق بود ، آن را آتش زن ، اگر چه بهشت باشد و هر چه در آنست . آنچه بر خود « 15 » نپسندند ، براى فتنه به كس نيز نپسندند . حديث « ما تحبّ لنفسك » به ياد دار ، و در معرفت جملهء وجود جز حقّ خوار دار .
( 305 ) خبر ندارى كه در جريان خاطر حقّ در مشاهدهء بارى ، جان متوارى به غير اللّه التفات نكند ؟ ديدهء سيّد پاكان ملكوت در
هامش
( 1 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 30
( 3 ) سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 53
( 6 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 262
( 10 ) سورهء 21 ( الانبياء ) آيهء 59
( 12 ) سورهء 38 ( ص ) ايضا ، آيهء 31
( 13 ) سورهء 38 ايضا ، آيهء 32
( 15 ) بر خودS: در خودM