تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
( 295 ) در قصّهء عشق تند
« نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ »
« 2 » برخوان . چون از شجره گفت ، جمع جمع است . چون گفت « انّى أنا اللّه » افراد قدم از حدوث است . حدثان از عيان بيرون برد . گفت « اى تو ! مرا از ما طلب كن » . گرد شجر جان گرد « 5 » ، براى چه گرد مكان گردى ؟ مرا از من جوى ، كه قرب ما بعد حدث برنگيرد . اگر چهرهء زيباى ازل ديدى ،
« تُبْتُ إِلَيْكَ »
« 7 » چه گويى ؟ اگر
« إِنِّي أَنَا اللَّهُ »
« 8 » شنيدى ، در دشت مدين
« أَرِنِي »
« 9 » با كه گويى ؟ از بزم خرد بگذر ، كه در چين صفت نقش ملكوت جز ديدهء جبروت نبيند . دور اعصار چه پيمايى ؟ كه جانان « 10 » در عزّت بىچونى ، از ازل بىازل ، و از قدم بىقدم شد .

97 فصل ( ايضا فى شطح أبى الحسين النورىّ )

( 296 ) ابو الحسين نورى گويد - رحمة اللّه عليه - كه « قرب در قرب در اشارت ما بدان عالم بعد بعد است » . ( 297 ) قال : درين سخن اشارت به عجزست از ادراك حقيقت ، و بديدن نفس و هوا و دعوى در حقيقت عبوديّت . اگر چه عبوديّتيان نيكو
هامش
( 2 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30 ( 5 ) جان گرد : جانSM( 7 ) سورهء 46 ( الاحقاق ) آيهء 14 ( 8 ) سورهء 28 ايضا ، آيهء 30 ( 9 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 10 ) جانانS: جاناM