تخم محبّت ازلى در زمين « خلق اللّه آدم على صورته » كارد ، نبذهاى گفته شد ازين در سخن ذو النون در حديث « من استأنس باللّه » شرحى به كفايت حقيقت « حبّب الىّ » . چون جان گمگشتهء قدم عشق از پردهء حدوث قلزم بدر برد ، در جاى بىجاى بىرسوم جمال حقّ بيند . طاقت آفتاب كبريا ندارد . او را گويند كه در حدثان مهمان « 5 » تجلى
« انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ »
« 6 » باش ، تا در لباس صورت آدم اين عالم به تو نمايم .
( 288 ) اى صوفى رعنا ! اگر از جهان فريب و مجاز بيرون آيى ، از كام افعى شهوت كيميا پا ز هر جان بيرون آرى . اى غريبنواز ! در نخّاس خانهء يوسفان مصر عشق ، شاهدبازى غريبى توئى ، كه اگر بينى آيات علوى در جهان سفلى ، نقش خاتم ازل در روى دلبران چين خوانى . حديث
« وَجَّهْتُ وَجْهِيَ »
« 12 » در توحيد ميراث عشق
« هذا رَبِّي » *
« 13 » دانى .
95 فصل فى شطح أبى الحسين النورىّ
( 289 ) ابو الحسين نورى گويد « من به خداى عاشقم » . او را بدين حديث بگرفتند ، و برنجانيدند ، و گفتند كه او زنديق است . ندانستند كه عشق استغراق محبّت است ، محبّ ممتنع ، و عاشق ممنوع .
( 290 ) قال : عشق و محبّت دو نهر است از بحر قدم ، كه بر
هامش
( 5 ) مهمانS: به همانM( 6 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139
( 12 ) سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 79 -
( 13 ) - سورهء 6 ايضا ، آيهء 76 ، 77 ، 78