آيت
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
« 1 » برخواند . صنم اكبر را كه نفس روينده است ، پيش جان گوينده بكشد . عروس بقا نفخ اوّل
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ »
« 2 » در آن آدم ثانى زند . در كشتهزار ناوك خورندگان
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 3 » او را بحقّ زنده و جاويد بينى . مقتولان سيف عشق و مذبوحان سنان شوق را ذو الجلال وصف كرد . گفت « و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه امواتا بل أحياء » « 6 » .
( 282 ) اگر روى آن دلاوران معرفت مىخواهى ، در صف نعال خطيبان بىدستار منشين ، كه ايشان در پردهء منقولات با - مزوّرنويسان معقولات تردامن شدهاند ، از سبا و سليمان « 9 » خبر ندارند . آواز مرغ
« أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ »
« 10 » نشنيدهاند . بر تختهء تقليد جز حروف ( و ) هوس نخوانند . از استاد رسوم نفس كفر و ايمان ديدهاند .
ندانند كه زير سايهء صداى هر بندى از بند عشق ، جان جوياى هر خردمندى از جان جان عشق چه جويد . اى ديده ! به چشم لاهوتى روى روىپوشيدگان بردار ! پردهء راز شنيده ، بصميم سرّ
« أَلْقَى السَّمْعَ »
« 15 » در شهود عين پردهء خوشآوازان رود ساز مغنّيان غيب .
هامش
( 1 ) سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 26
( 2 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29
( 3 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9
( 6 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 149
( 9 ) سبا و سليمان : سب سليمانSM( 10 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 22
( 15 ) سورهء 50 ( مباركة ) آيهء 36