93 فصل فى شطح أبى عمرو بن عثمان المكّىّ قدّس اللّه روحه
( 283 ) ابو عمرو مكّى گويد كه « زوايد يقين از بلندى كواشف حضورست . آنگاه كه پردهء غيب بردارند از دل ، آنگه دل غيب ببيند . »
( 284 ) قال : دلى كه شاهد ملكوت باشد ، و عاشق جبروت ، اشكال غيبى به ديدهء روح ببيند ، و جهان جاويد به ديدهء عقل .
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
« 10 » . مقام مكاشفان را از واضحات آيات نشانهء بسيارست . حديث حارثه « كانّى انظر الى عرش ربّى بارزا » بنگر . غيب تا آنگاه غيب است كه ننمايد « 13 » . چون مكاشف شد ، ظاهر خوانند ، نه غيب . رؤيت غيب يقين را زيادت كند . و كذلك
« نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 14 » .
( 285 ) جنگگران بىباك در حضرت بىباراند ، و از دو جهان در مشاهده بىكار . عروس غيب چون جان آن آشفتگان بيند ، چهار بالش غيب مر ايشان را دهد . در آيينهء كشوف سطور لوح محفوظ بنمايد . آن گلرويان را بخزان امتحان روى زرد دارد . بر آيينهء بلا از آن بلاكشان گرد دارد ، بهار ذو الجلالى از باغ جاودانى فرش رنگين جان بخشيد . تو ندانى كه ماهرويان ازل را پرده بر
هامش
( 10 ) سورهء 72 ( الجن ) آيهء 26 - 27
( 13 ) ننمايدS: شايدM( 14 ) سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 75