بنگر ! » و همچنين در مقام عشق زيادت بصر را گويد در معرفت كه « النظر الى الوجه الحسن يزيد فى البصر » . طاهرهء مقدّسه ، صدّيقه بنت صديق - رضى اللّه عنهما - گويد كه « مهتر روى نيكو دوست داشتى » . حبيبى ! رخ ازل را در « حبّب الىّ من دنياكم ثلاث » مبهم مدار ، كه چون برق فرقد سماء « 5 » غيب با مشترى جمال شراب جلال خوردى ، از طبع شهوت و حلول بيرون بود .
( 266 ) تو ندانى كه ما قدم از تلاصق حدثات منزّه دانيم .
كون و مكان در سطوت قهر طور قدم مضمحل ، اين تعلّق تجلّى صفت در فعل دارد . قايل
« هذا رَبِّي » *
« 9 » داند : اگر شب هجران را در فنا هيچ ننمودهئى « 10 » ، در رؤيت مطالع عروسان شرق بقا ترا
« هذا رَبِّي » *
مسلّم باشد . و اگر نه ، در بيت احزان
« إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي »
« 11 » چه گوئى ؟
چون ماه چاه امتحان نديدها ، كارد و ترنج عشق بر دست مگير ،
« ما هذا بَشَراً »
« 13 » مگوى ، چون سير نگشتهاى از علّت نان و آب رنجور . از حسن آن شاهد من چه گويم ؟ عاشق تابعين گويد در مقام جمع « ما نظرت الى شىء الا و رأيت اللّه فيه . »
87 فصل فى شرح الالتباس بلسان الدقائق
( 267 ) قبلهگردانا « 19 » ! از قبلهء خردمندان بگذر ، كه رخش عشق ،
هامش
( 5 ) سماM: سيماS( 9 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 ، 78
( 10 ) ننمودهئىS: ننمودM( 11 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 86
( 13 ) سورهء 12 ايضا ، آيهء 31
( 19 ) گرداناS: گردانادM