ربّى فى أحسن صورة » با كه مىگويد ؟ اى راهپيماى ازل بىكلفت اجل ، چون ماه جانت در سماء بىچونى از عقدهء ذنب امتحان و نيش دنبال عقرب قهر همقران كيوان قدم شد ، در روى شمس بقا از محاق فنا مترس . بىزحمت حلوليان اين سطر بر جبين قمر بنويس ، تا غازيان ارادت ، چون از خواب مكاشفت سيصد و نه سال برخيزند ، بىمخاييل دقيانوسى بعلم دبيران ملكوت در مشاهدهء هلال جبروت ، آن گريخته پايان امتحان را گويند كه « صوموا لرؤيته و افطروا لرؤيته » . اى بر وفاء تو دهر عقيم درّ يتيم حكمت عشقت بألماس
« لا تَسُبُّوا »
« 9 » الدهر سفته است . از خود با خود بىطمطراق فقه درد عشق تو گفته است .
88 فصل فى شطح شاه شجاع قدّس اللّه روحه
( 269 ) گويند : شاه شجاع در مكّه چهل حجّ پياده به دو نان بفروخت ، و آن نان به سگى داد .
( 270 ) قال : خواجهء حكمت مىخواست كه روى آينهء تجلّيش از رؤيت معاملات مصفى بودى ، تا زحمت عوض در عمل حجاب رؤيت مغطى نكردى ، زيرا كه التفات بر عبادت در تجريد اخلاص و افراد توحيد از علل شركست . اين حال كسى است كه عبادت اهل كون در قهر سلطان انوار قدم فنا بيند . در محلّ حيات خود را در عبوديّت
هامش
( 9 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 108