در كمال مستى جان جويانش ، در ملكوت زمين صدور ترجمان اميد غيب اللّه در لالهزار نوروزيان بنىآدم جويد . دلجويان فصيح زبان را در خوشآوازى بندگى كند ، زيرا كه ايشانند در قدّ قدر سايهبان خورشيد ازل ، گل و ريحان ببوى او بويند .
( 263 ) پيش لشكر صباء تجلّى و شمال تدلّى ، پير غمناك در بيت احزان عشق با جاسوسان معشوق
« إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ »
« 7 » از آن گويد . بلبل بساتين غيب آفتاب شرق عرش قدمپيماى ، از دلتنگى و ناديدن جانان ، از كم زدن بوى « انّى لأجد نفس الرحمن من قبل اليمن » « 9 » از ياسمنستان ولايت بويد . تو ندانى كه درين حديث
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى »
« 10 » اشارت خليل بر چيست ؟ عروسان ملكوت چون به چشم توحيد نزد شاهدان
« وَ كَذلِكَ نُرِي »
« 12 » را چشم زخم معرفت بداد ؛ از دستتنگى توحيد ، رنگ منقار سيمرغ قدم در اطيار عناصر چيست ؟ مرغ ازل و أبد با مرغ قدم و بقا ، به لباس مرغ خانگى ملكوت زمين ، برآمدند . در قفص عنصر اين عالم سرّ تنزيه گفت : اين قلّابان التباس را « 15 » بر سر شوامخ كبريائى بسكّين
« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ »
« 16 » پاره كن . عنصر اربع را « 17 » با چهار راه ربوبيّت فرست . آنگاه بىمخاييل كون مرغان صفات به زبان اسرار برخوان ، تا بىتناسخ از قاف تقديس سوى تسبيح تو پرند ،
هامش
( 7 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 94
( 9 ) از كم زدن . . . اليمنM: -S( 10 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 262
( 12 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 75
( 15 ) التباس راS: التباسM( 17 ) اربع راS: اربعM( 16 ) سورهء 6 ايضا ، آيهء 79