تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
رخت خامان برنگيرد . عقل مشير ماده مؤيان ( ؟ ) زهد است ، در عشق خردمندى فلك انجمن آبستن را در كون معنى ، بىدعوى ، به از تو درين رنگ و بوى عشق فرزندى ندارد . اگر برخ آسوده‌اى در مقام انس ، ببينى گو سفير عندليب درست كبير چه شوى ؟ « 4 » سرشك باران نيسان بر گل شكفته چه بينى ؟ اگر در صحرا « طوى » « 5 » موسى ببينى ، او را بگوى
« إِنِّي آنَسْتُ ناراً » *
« 6 » . در
« فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ »
« 7 » چه گوئى ؟ آدم را در مرتع جنّت بگوى كه بعد از وصول قرب با حوران چه مىكنى ؟ معبّر
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
« 8 » را بگوى ، تا تفسير
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها »
« 9 » بگويد . خفتگان ارادت را بخروش خروس دولت « 10 » عشق بيدار كردى . ( 268 ) اى صوفى ! حريف نو از خروس عشقت در دعوت انائيت مرغان گريخته را بدم « سبحانى » خواند . اگر طبع طلبيّت « 12 » در طلب نبودى ، زهرهء جان ارادت را زهرهء طرب نبودى . من ندانم كه عرابى وجدانى در بيداء « سبحانى » اشتران محامل
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى »
« 14 » در كدام كنام « 15 » گاه گم كرد ، تا در شرق قدم عزّت ذو الجلال ، آن نوآمدهء سراى ازل را گفت كه من كيستم ؟ به زبان تقديس گفت « لا أحصى ثناء » . بعد ازين وفا در چهار سوى « 17 » بازار يثرب « رأيت
هامش
( 4 ) اگر برخ . . . چه شوىSM: ظ . « اگر نوح آسوده‌اى در مقام انس ببينى گو صفير عندليب در شبگير چه شنوى ؟ » ( 5 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 12 ( 6 ) سورهء 20 ايضا ، آيهء 9 ، و ديگر ( 7 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 8 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 4 ( 9 ) سورهء 12 ايضا ، آيهء 24 ( 10 ) خروس دولتM: خروش دولتS( 12 ) طلبيتS: طلبتM( 14 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 1 ( 15 ) كنامS: -M( 17 ) چهار سوى : چهار سراى سرىSچهار سراى سوىM