تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
خطّ ملامت از مداد « الفقر سواد الوجه فى الدارين » بر وى كشد . چند خريطه‌كشى آزر نفس كنى ،
« إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ » *
« 2 » بگوى ، كه مزوّرنبيسان ملكوت در روى شاهد مصر ازل بىخبر دست بريدند . تو چه يد بيضا نمايى ؟ چون فرعون طبيعت رميد ، از
« تُبْتُ إِلَيْكَ »
« 5 » بينديش ، و
« رَبِّ أَرِنِي » *
« 4 » مگوى ، كه آدمان بىگناه در سراى تنزيه جملهء
« رَبَّنا ظَلَمْنا »
« 6 » مىگويند . و عاشقان « لا احصى ثناء » بعد از جهان خلا و ملا به دروازهء بقا بعد از فنا عروس قدم مىجويند .

84 فصل ( ايضا فى شطحيّات أبى يزيد )

( 250 ) بايزيد گويد كه « مرا گفت در غيب كه اى بايزيد ! تو مثل منى . اى مثل من ! من بترسيدم . گفتم : تو مثل توئى ، ترا مثل نيست . گفت : اى بايزيد ! بگوى به خود تا بباشد . گفتم : به تو گويم « 15 » تا بباشد . بعد از آن گفتم كه زمينى بباش ! زمينى منبسط ديدم . گفتم : آسمانى . ناگاه آسمانى ساقف ديدم . پس گفتم : اين جمله هبا « 17 » ديدم . آنگاه مرا گفت كه صفت ما بخوان . گفتم
« لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 19 » . آنگاه در من هيجانى برخاست . از من قرائت برفت . »
هامش
( 2 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 78 و ديگر ( 5 ) سورهء 46 ( الاحقاق ) آيهء 14 ( 4 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 260 و سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 6 ) سورهء 7 ايضا ، آيهء 22 ( 15 ) به تو گوئيمS: به تو گويدM( 17 ) هباS: -M( 19 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 101 ، و ديگر