تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

81 فصل ( فى خطاب المعرفة )

( 244 ) اى نور مصباح ازل ! دانم كه مرغ اجل جناح عصمت نگيرد ، از آنكه فاختهء دردت « 5 » طوق‌دار حلقهء هويّت است . اى مريد شكر گوى ! ما را « فلك الحمد » گوى ، زيرا كه بت بتخانهء ملكوت
« هذا رَبِّي » *
« 7 » در جان ماست . مائدهء عيسى گريخته در صحن چهارم ملكوت برخوان ماست . آيت
« أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ »
« 8 » چند خوانى ؟ مگر غناء قدم بند كيسهء عشق ما ندانى . هر روز حريف قهر دستى نو برآورد . و از كارخانهء مكر از خنب وحدت صبغ
« صِبْغَةَ اللَّهِ »
« 11 » دلق تصوّفم را رنگى برآورد . خواهد كه معرفت در نكره بنمايد ، از آنم پيوسته خسته دل دارد . ( 245 ) اى نفس فلسفى ! چند از طبيعت گويى ؟ اى عقل رعنا ! چند از شريعت گويى ؟ اگر بر صرح قلعهء كفر رفتى ، آمنّاگويان سحره را
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
« 15 » آى و بگو . و اگر در بزم قدم پاى بر قمّهء عالم نهادى ، در دم سكر و صحو پاى بكوب ، از قوس قوسين تير عشق را در نشانهء كونين زن ، تا وجود علّت‌پذير را عدم گردانى . اى صوفى عاشق ! اگر صادقى در ميكده ، در بتكدهء عشق پير مريدان درد ازل شو . سخن بىرسوم با حريفان خوش‌دل گوى ، كه اين
هامش
( 5 ) دردتS: در ذاتM( 7 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 و 78 ( 8 ) سورهء 35 ( الفاطر ) آيهء 16 ( 11 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 132 ( 15 ) سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 24