مهد ملكوت را سرّ جبروت درآموز . ايشان را به ايشان نماى ،
« أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ »
« 2 » . چون بديدند عالم قدس را ، گفتند : اين سطوت وحدت كى خواند ؟ و اين حرف واژگون
« خَلَقَ اللَّهُ »
« 3 » كى داند ؟
« لا عِلْمَ لَنا »
. از آن سبب گفت قفچاق بازار ازل ، قفص شكن مرغ اجل ، سيّد نيكنامان عشق - صلوات اللّه عليه - گفت كه « خير من الملائكة » . ملك علم مقادير آموزد در عبوديّت ، ولى علم لدنى در ربوبيّت ، ولى طيّار ملك سيّار او ( ؟ ) مترقّى در احوال اين موقوف مقامات
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
« 8 » . اين جانفروشان بارگاه ازل علم مكتوم دانند ، و از لوح نيستى بىخيال سطر هستى خوانند .
79 فصل ( ايضا فى شطحيّات أبى يزيد )
( 239 ) بايزيد را گفتند كه « حق را لوح محفوظيست ، و علم همه چيزى دروست . گفت » « من جملهء لوح محفوظم . »
( 240 ) قال : دل عارف لوح محفوظ معرفت است ، حقّ درو علم قضا و قدر و فعل و صفات نويسد . بنور تجلّى لحظة فلحظة رضا را قضا كند و قضا را رضا كند
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
« 17 » تقلّب قلب ، در مشاهدهء ازل لوح حرف قدم شود . چون آفتاب عزّت ذات نيك « 18 » درو تابد ، لوح و حرف يكرنگ شود . حديث « القلوب بين اصبعين »
هامش
( 2 ) سورهء 2 ايضا ، آيهء 31
( 3 ) سورهء 2 ايضا ، آيهء 30
( 8 ) سورهء 37 ( الصافات ) آيهء 164
( 17 ) سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 39
( 18 ) نيكM: -S