تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ندارد ، زيرا كه ثقل وقر بر جاء عشق در كشف مشاهدهء مطيّت وجود برندارد ، همانا كه بايزيد در عين كلّ متّصف بكلّ بود ، بعد از اتّصاف صفت تخلّق را در جمع از اتّحاد براند . مرغ لاهوت قفص ناسوت بشكست . حلّهء ناتمام منسج اتّحاد رقام توحيد بعلم تجريد و تفريد بيافت . خرگاه - دار چين ازل در مرغزار يگانگى خرگاه حريّت بزد . تير و كمان
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 6 » از شست
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ »
« 7 » از هدف خلا و ملا بگذشت . ( 236 ) اين توئى كه مكان گيرى ، از آن در صف خطيبان نبرى ( ؟ ) ؛ يك زمان حريف عروس بىزمان شو ، كه درين ميدان جلال بىچونى مركب دهر گذر ندارد . تنگ ميدانا ! رخش عشق را بگوى تا بفعل تنزيه قاف را سرمه كند . اخضر و اثير را به صدمت سطوت عزّت مضمحل كن . اگر نقش نگين « خلق اللّه » توئى ، از تعليم
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ »
« 12 » بگذر . آيينهء جان بىجان هر جان بنگر .

78 فصل « 14 » ( ايضا فى شطحيّات ابى يزيد )

( 237 ) بايزيد را گفتند « پيش تو بشبه زنان و مردان خلقى را مىبينيم . » گفت « اين ملائك‌اند كه از من علم مىپرسند . » ( 238 ) قال « 18 » : لا بأس
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
« 17 » او بسرّ معلّم ملايك بود ،
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 19 » . چون تمام شد ، گفتند : اين اطفال
هامش
( 6 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 26 ( 7 ) سورهء 8 ( الانفال ) آيهء 17 ( 12 ) سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 35 ( 14 ) فصلM: -S( 18 ) قالM: -S( 17 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 72 ( 19 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 29