عين تحقيق . چون خود را ديدى از پراكندگى چه ترسى ؟ نه در ناف آهو مشكست ، نه در شكمخوار گل حمرى ، نه شب يلدا دم صبح صافى در دهان دارد ، نه لعل آفتاب در دم سنگخاره درّ و ياقوت در كان دارد . در اين زندان از امتحان مينديش ، كه نقطهء دايرهء سپهر ازل شدى . اى هدف تير
« قابَ قَوْسَيْنِ »
! تا كى ازين رنگ كونين بگذر ، از خانوريان ( ؟ ) كاف و نون به سنّت از
« قُلْ هُوَ اللَّهُ »
« 6 » گير و نصيحت پير
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« 7 » بپذير .
68 فصل ( ايضا فى شطحيّات ابى يزيد )
( 207 ) بايزيد را يكى پرسيد كه « اسم اعظم كدامست ؟ » گفت « از دون حقّ دل فارغ كن . آنگه بهر نام كه خواهى ، برخوان ، كه از مشرق به مغرب پرى به يك ساعت . » مرد گفت كه « اين عجبست . » گفت « عجب نيست ، اگر جولان كنى در اقطار آسمان و زمين بدين نام . خداى را بندگان هستند ، چون بايستند جائى كه جاى نيست ، تا بدان حدّ كه هر چه باشد تحت قدم ، قدم وى باشد . مثال او آيينه است : چون خداوند - جلّ جلاله - خواهد كه در خلق نگاه كند ، درين بنده نظر كند ، خلق را درو بيند ، و ازو در خلق نگاه كند . »
( 208 ) قال : گفتنش كه جاى بىجاى بايستد ، راست گفتى ، كه نزد حقّ جاى بىجاى را جاى نيست . مكان جهت است ، و جهت
هامش
( 6 ) سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 1
( 7 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 91