تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
معنى عين واحد چيست ، دانستم كه ذاكر از مذكور غايب نتواند بود در هيچ حال . چون در مشهد كلّ افتادم ، در ذكر چنان نيست شدم كه همه ذكر شدم . پس ذكر من همه مذكور شد . من نماندم . همه او ماند ، ذكر و ذاكر و مذكور خود او شد . من پنداشتم كه آن همه من بودم . ( 199 ) اين حديث هنوز مقام ضعف است در توحيد ، زيرا كه هنوز در عين واحد نبود ، چون ذكر و مذكور مىديد . حقيقت توحيد آنست كه عبارت و اشارت و كيفيّت اثنينيّت برخيزد ، و دويى باز نبيند ؛ حقيقت
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 9 » پديد آيد . تو ندانى كه ساكنان پوينده در بدايت ذكر بذكر از حقّ محجوب‌اند ، زيرا كه حلاوت ذكر از عين عيان وحدت دورست . ذكر صفت غايبانست ؛ چون مذكور پيدا شد ، غيب حضور است . ذكر بر چيست ؟ در مشاهدهء مذكور . آنكه در مذكور غايب نشد بنعت فنا ، خود كيست ؟ « ربّ زدنى تحيّرا » گفتن در فناء فى التوحيد هنوز منزل دوگانگيست . چون امواج بحر قدم بنعت تحيّر عاشق را غرق كند ، او نداند زيادت از نقصان . چون محو محو گشت بقوّت علم ازلى و سلطنت سرمدى از رؤيت دويى بىنياز گشت ، نياز برخيزد ، و راز منقطع شود . زبان لال ديدهء يكتا بين از خود ديدن منطمس شود ، اگر گويد حقّ
« أَنَا اللَّهُ »
« 18 » لاغير .
هامش
( 9 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 88 ( 18 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 120 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن