تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
گوشهاى
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 1 » گسيخته‌اند . و از پيش صدمهء حيزوم ازل صد هزار موسى
« أَرِنِي »
« 2 » گوى گريخته‌اند . اى معلول مشاهده ! تا كى از مشاهده ؟ و اى طيّار بيابان تمكين و تلوين ! تا كى از سكر و صحو ؟ اى « أنا الحقّ » گوى ! از ناتمامى تا كى از اثبات و محو ؟ دم نيستى و هستى چند زنى ؟ كه در نگارستان جلال قدم از بيخودى در عشق قبله رو كردند ، و در بتكدهء آزر افعال جملهء
« هذا رَبِّي » *
« 6 » گفتند . اى نقش‌بند كارگاه ازل ! نشانهء علّت اولى تويى ، خامى مكن ، كه ثور ثرى از گران سنگى ذرّه ذرّهء تو از ناتوانى غرق مىكند . ( 195 ) اى مستغرق بحر ازل ! دست بيار ، كه آن قبچاق رعنا در راه « جاء اللّه من سينا » بند قباى جلال ابدى بگشود . يك قدم كن هامون حدثان را ، پاى دربارهء رهنورد قدم آور ، كه غريب ازل بيش ازين سامان انتظار ندارد . باز آن ترك هم‌عنان شو ، كه در يك خطوت رخش صفت در بيابان تنزيه نعل آزال و آباد بينداخت ، تا چند سطر
« هذا رَبِّي » *
« 14 » از جبين قمر خوانى . ملكوت در كتم جبروت انداز ، كه بر شاخ لام الف لا صد هزار كون بىرنگ آويخته‌اند . اى عزيزى كه ناقوس ازلت بصوت رعد ابد ابر افعال ذرّات كون مضمحل كرد . ( 196 ) تو جان خودى ؛ كه خودى اگر دست گيرى ، آن ناتوان را با حريفان پاك باز قمارخانه پاك‌بازم در
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« 18 » خر عيسى جانم لنگ آمده است . مرا مركبى بخش ، تا به يك خطوت از
هامش
( 1 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9 ( 2 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 6 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 ، 78 ( 14 ) سورهء 6 ايضا ، آيهء 76 ، 78 ( 18 ) سورهء 6 ايضا آيهء 91