تواند ، چه مىگويى ؟ اگر بقا خواهى به روى صفوت خال « عصى بربّه » « 1 » از مقرعهء
« اهْبِطُوا »
« 2 » مترس .
« هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى ؟ »
« 3 » گفت : من خود اين مىجويم پشت جان با قدم مىبرم .
( 178 ) حريف امر گفت
« لا تَقْرَبا »
« 4 » ، عشق مىگويد
« فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما »
« 5 » . سطر بازگونه برخواند ، و در طلب قدم باخودى آن بيخودى درماند . طاوس رنگآميز قدر گفت : اى آدم ! اگر مرا با خود بخواهى برد آنك شجر ! اگر راه مىجويى در علم لايزالى ، به گوش جان
« اهْبِطُوا »
« 8 » بشنو . آنك سفرهء حجاب امر در رسيدند ، گفتند : اين چه بدخوييست ، آدم تازهروى عوانان
« أَ تَجْعَلُ »
« 9 » را گفت كه چند
« لا عِلْمَ لَنا »
« 10 » زنيد ؟ اين چه بدگوييست ، در وادى مدين قوم موسى متحيّر نيران كبريا در شب يلداء عدم بنمودند .
انك
« وَ لا تَقْرَبا » *
« 12 » گفت ، گفت : آدما ! مترس كه
« إِنِّي أَنَا اللَّهُ »
« 13 » .
گرد اين درخت برآى ، اگر غوّاص بحر قدمى . از شاخ ازل دانهء ابد بخور ، تا علم « ما كان و ما سيكون » بدانى .
( 179 ) چاوشان خوف سياست مىنمودند ، باز ياران اسرار ازل گندم قدم مىدرودند . اهل تهديد مىگفتند : زينهار ! عروس تجلّى از شجره خود را بنمود ، گفت : هان اينست كار آدم . از آن دم مست شد ، و از قهر جلال پست شد . از خرمن قدم دانههاى قدر بخورد .
هامش
( 1 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 36
( 2 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 23
( 3 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 118
( 4 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 18
( 5 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 33 و سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 18
( 8 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 33
( 9 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 28
( 10 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 20
( 12 ) سورهء 2 ( بقره ) آيهء 33 و سورهء 7 ( اعراف ) آيهء 18
( 13 )إِنِّي أَنَا اللَّهُ: سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30