6 - مطلب در نشان فقر و فقيرى « 1 »
نشان فقر جستن از طفلى باشد ، مرد بالغ آنست كه مىطلب نكند چون عاقل باشد . مرد فقير دل را نشان دادن و خواستن نباشد ، و راه رونده نيز فارغ باشد .
اگر مهتر صلوات اللّه عليه بهخودىخود بمعراج رفتى نارفته بودى ، اما چون ببردند رسيد آنجا كه رسيد و ديد آنچه ديد . و آن همه ( ديگر -
2 AB
) حكايت است .
نشان فقيرى بىنشانيست ، اما بر حالت مرد چيزها رود و پيدا آيد كه نشان كار وى باشد . هرگز از زمين شورهدار آب زلال بيرون نيايد . فقر كيميايى است كه بر هرچه گذر كند او را رنگ خود دهد « 2 » نشان نزول فقر بر كسى كه باشد گردش حالت و طبع وى باشد . هركسى را كه از آن نهاد كه بود معزول كردند حالت وى ديگر باشد ، و نهاد طبع شياطين و سبع و آدمى و خصال ذميمه چون طمع و حرص و بخل و غضب و حقد و حسد و تكبر و پنداشت و امثال اين از عالم تركيب او رخت برگيرد ، و رايت دولت او در عالم توحيد بلند گردانند « 3 » . چون مرد موحد گشت و اين آيت در حق وى درست آمد « و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل اللّه أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون فرحين . » « 1 » اما يك حديث از سر تحقيق بشنو ، هر كارى كه در آن شروع كنى و بياموزى در آن كار استاد شوى ، و در حديث فقر هركه بدر تقليد در شود بدر زنديقى بيرون شود . و مهتر صلوات اللّه عليه را پرسيدند « ما الفقر ؟ قال خزانة من خزاين اللّه . ثمّ سئل الثانى ما الفقر ؟ قال كنز من كنوز اللّه ثم سئل الثالث ما الفقر ؟ قال شىء لا يعطيه اللّه الا نبيا مرسلا أو صديقا أو مؤمنا كريما « 4 » على اللّه . » « 2 »
هامش
( 1 ) - عنوان « مطلب در نشان فقر و فقيرى » در حاشيه نوشته شده و به نظر نمىرسد كه خط كاتب متن كتاب باشد . در2 A: مطلب در تحقيق فقر ،B- .
( 2 ) - هد
( 3 ) - رايت . . . گردانند :
روايت . . . گردانيد ( تصحيح از روى2 A)
( 4 ) - نبيا مرسلا او صديقا او مؤمنا كريما : نبى مرسل او صديق او مؤمن كريم
( 1 ) سورهء 3 آل عمران ، آيهء 199 . « فرحين » تعلق به اين آيه ندارد و شروع آيهء بعد است .
( 2 ) مأخذ اين حديث معلوم نشد .