و در كيسهء ورع و تقوى نهد ، و سربند « 1 » من صمت نجا « 2 » برنهد . چون اين معنى بحاصل آيد كبريت احمر « 3 » گردد ، و هر كجا بوى او مىرسد رنگ او مىگيرد ، و مرد چون بدين مقام رسيد بر تخت بخت ملوكوار بنشيند و در خاكدان خسارت آيت « 1 » جهانيان گردد و كل دنيا حجر و مدر شجر و ثمر جمله وى را زر سارا گردد ، چنان كه به آخر به بازار برد بهر دينارى ديندارى آرد ، و بهر نظرى اثرى آيد . آنچه ازين معنى بود به نزديك اين دوست « 2 » بدل كرده آمد ، « لا يكلف اللّه نفسا إلا وسعها . » « 4 » ان شاء اللّه كه مقصود بحاصل آيد كه اين سخت مجرب است ، يا « 5 » خللى افتد از بىيقينى افتد تا معلوم باشد و السلام .
5 - شرح آيهء « و أوحى ربك إلى النحل . . . »
جواب نامهء خواجه امام فصيح الدين ولوالجى « 6 » رحمة اللّه عليه : بسم اللّه الرحمن الرحيم . رسيد كتاب و خطاب شريف خواجه امام فصيح الدين محمد بن شهيد سعيد الوالجى رحمة اللّه عليه ، و آنچه نبشته بود در هر مقالى از هر نوعى ، بعضى از آنجا كه خاطر غبارآلود ما بود بهر چيزى اشارت كرده شود ، ان شاء اللّه تعالى كه معلوم گردد . اول آنكه ياد كرده بود « 3 » از قول حق سبحانه و تعالى « و أوحى ربك الى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتا و من الشجر و مما يعرشون » « 7 » كه اين آيت اثبات طريقتست . اما هم درين سخن جمله جواب نبشتهء تست ، و اين آيت جمله را
هامش
( 1 ) - خسارت آيت ، چنين است در2 AوB، در نسخهء اساس : حسارت اين
( 2 ) - دوست بود
( 3 ) - بود اول .
( 1 ) سربند - سداد و صمام و چيزى كه بدان دهان شيشه را بندند ( فرهنگ نفيسى ) .
( 2 ) هركه خموشى گزيد رهائى يافت . ( جامع صغير 8819 )
( 3 ) كبريت : گوگرد و طلا و ياقوت سرخ ، و هر چيز كمياب كه به دشوارى تحصيل شود گويند اعز من الكبريت الاحمر ( فرهنگ نفيسى ) .
( 4 ) سورهء 2 بقره ، آيهء 286
( 5 ) يا بمعنى اگر در تاريخ سيستان به كار رفته است ( رك به سبكشناسى 1 / 397 )
( 6 ) ولوالجى منسوب به ولوالج :
بالفتح ثم السكون و كسر اللام و الجيم بلد من اعمال بدخشان خلف بلخ و طخارستان ( معجم - البلدان ياقوت ) .
( 7 ) سورهء 16 نحل ، آيهء 68 .