افتاده . و اللّه الهادى و صلى اللّه على محمد و آله اجمعين الطيبين الطاهرين « * » .
12 - شفا يافتن زنى در خواب از شيخ « 1 »
ديگر خواجه امام شيخ الشيوخ العالم ظهير الدين قدوة الابدال ابو المفاخر عيسى بن شيخ الاسلام احمد رحمة اللّه عليهما روايت كرد كه در عهد برهان الدين نصر رحمة اللّه عليه بعد از وفات شيخ الاسلام به دو سال در خدمت او بودم در سرحد پير ( كذا ) و مادر خواجه بو صالح مدت دو سال يا زيادت بر جاى بمانده بود و علت خفقان بر وى غالب گشته ، در ميان سه بالش نشسته بود كه بههيچوجه حركتى نتوانستى كرد ، و من او را چنين ديدهام . و در آن هفته كه ما آنجا بوديم شبى اين عورت شيخ الاسلام را بخواب ديد كه بر كنار جويى مىگذشت . گفت : من بانگ برآوردم كه از بهر خداى را مرا فرياد رس كه مريد و مريدزادهء توام و به چنين علتى مبتلا گشتهام . گفت : چون من بگفتم شيخ الاسلام گفت : كنار پيش دار ! من كنار پيش داشتم ، او از آن جوى يك مشت آب برداشت و برانداخت ، آن آب در هوا چون نبات و طبرزد « 2 » گشت و در كنار من افتاد . من از آن پارهاى برداشتم و بخوردم ، صحتى ديدم در وجود خود . از شادى از آن حال بيدار شدم ، بر جا بپيچيدم « 1 » و برپاىخاستم « 2 » و نعرهاى بزدم در نيمشب ، همه اهل سراى برجستند و پيش من آمدند و از آن حال پرسيدند . من آفتابه خواستم و وضو ساختم و نماز گزاردم « 3 » ، و اين آوازه
هامش
( 1 ) - جا ؟ ؟ ؟ ه پيچيدم ( شايد جامه )
( 2 ) - خواستم
( 3 ) - گذاردم
( 1 ) اين شش داستان آخر در نسخهءCدر ضمن كرامات شيخ پس از وفات نقل گرديده است و در نسخهء اساس وجود ندارد
( 2 ) نبات و قند سفيد ( رك بتوضيحات استاد معين ذيل تبرزد در برهان قاطع )
( * ) در اينجا نسخهء اساس با عبارات زير از كاتب پايان مىيابد :
تم الكتاب بعون الملك الوهاب هذه مقامات شيخ الاسلام قدوة الابدال مقبول الطوايف ركن الشريعة برهان الحقيقة حجة الحق على الخلق الداعى الى اللّه المجتهد فى سبيل اللّه حاكم العدل فى بلاد اللّه ابى نصر احمد بن ابى الحسن النامقى ثم الجامى قدس اللّه روحه العزيز ، و كان ذلك فى رجب المرجب سنة خمس عشرين و ثمان مائة .