تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و او را در حق شيخ الاسلام قطب الدين عقيده گردانيدند . روز ديگر كس فرستاد كه تو بر اهل ده ظلم كرده‌اى و لقمهء حرام خورده‌اى . شيخ الاسلام قطب الدين جواب فرستاد كه حديث لقمهء ما تو در نيابى و حلال و حرام ندانى ، اما حديث لقمهء تو كسى بديوان پادشاه فرستيم تا بتفحص اين حال ناظر فرستد تا عدل و ظلم روشن گردد ، اگر من ظلم كرده باشم غرامت آن بكشم . ضياء الملك گفت : من حاكم نيستم ؟ شيخ الاسلام قطب الدين فرمود كه نى ، تو چه حكم دارى بر ولايت يا برده ؟ روز ديگر ضياء الملك برخاست « 1 » و بده بيزد جام رفت و ساكن شد ، و آن جماعت كه تخليطها كرده بودند مىرفتند و خدمت مىكردند ، و ايشان را استمالت مىكرد ، تا بامداد روز عرفه كس آمد كه ضياء الملك با آن جماعت . . . « 2 » . كه اين بىادبى كرده‌اند ادب كند . شيخ الاسلام قطب الدين مضطرب شد ، گفت : اگر خاموش دارم از حد درگذراند ، و اگر ندارم با او گفت‌وگوى بايد كرد ، نه اين را راغبم و نه آن را . درين انديشه بود تا نماز پيشين را بگزارد « 3 » و ضياء الملك هنوز نرسيده بود . ناگاه كسى آمد كه خواجه عز الدين « 4 » اوحد اعزه اللّه « 5 » فى الدارين كه ركنى از اركان ديوان پادشاه وقت بود مىرسد . شيخ الاسلام قطب الدين گفت : كرامت روح مقدس شيخ الاسلام احمد قدس اللّه روحه العزيز كه درين وقت او را اينجا رسانيد ، و رسيدن او تفرقهء دل ما را بجمعيت بدل گردانيد . هم درين ساعت رسيد و زيارت روضهء مقدسه دريافت و پرسيد كه حال چيست ؟ كه من از كاريز صاعد حالى كه تشويش خاطر بزرگوار شما شنوده‌ام بر نشسته‌ام و بنه « 1 » رها كرده‌ام و بىخود مىرانده‌ام . شيخ الاسلام
هامش
( 1 ) - برخواست ( 2 ) - پس از « جماعت » بايد چند كلمه از قلم كاتب افتاده باشد ، مانند « بيايد تا آن جماعت » . تكرار يك يا چند كلمه در نزديكى هم يا بالاى يكديگر در دو يا سه سطر مختلف گاهى سبب مىشود كه كاتب سهوا چند كلمه يا عبارت يا سطر را جاى بيندازد و اين نوع خطا در نسخه‌هاى خطى زياد ديده مىشود . ( 3 ) - بگذارد ( 4 ) - عز الدين ، در جاهاى بعد « عزيز الدين » . ( 5 ) - اعز ( 1 ) بنه بضم اول و فتح ثانى بار و اسباب و رخوت خانه ( برهان قاطع )
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 313 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد