را در خواب ديد كه او مرا گفت : بگوى بسم اللّه الرحمن الرحيم . هم در حال درست بگفتم همچنين كه مىشنوى . پس مرا فرمود كه بازگرد و البغازى را بگوى كه عهد وفا كن ، الا واقعهاى بسر تو آرند كه طاقت آن ندارى . چون بازآمد و پيش البغازى رفت ، بسم اللّه الرحمن الرحيم درست بگفت و اين پيغام از شيخ الاسلام برسانيد . البغازى هم در حال توبه بكرد و بگريست و از قاضى على عذرهاى بسيار خواست و عدل در ولايت هرات بگسترانيد كه در تقرير نيايد و آن از كرامت و بركت روح مقدس شيخ الاسلام احمد بود قدس اللّه روحه العزيز ، و اين نه يك كرامت بود كه درين حادثه ظاهر شد چنان كه نوشته آمد .
11 - از ميان برداشتن شيخ ضياء الملك دشمن خاندان خود را
ديگر واقعهء ضياء الملك سمرقندى بود ، و آنچنان بود كه در تاريخ بيست و چهارم ماه شعبان سنهء خمسين و ستمائة « 1 » ضياء الملك بده معدآباد آمد و زيارت مشهد مقدس سلطان الاوليا احمد ادام اللّه بركاته بجاى آورده و خدمت ولى عهد آن سلطان دين شيخ الاسلام قطب الدين « 1 » كه ساكن روضهء مطهر او بود دريافت و گفت :
جد تمام نمودم تا رمضان بر سفرهء تو روزه گشايم و تراويح « 2 » از پى تو گزارم .
شيخ الاسلام قطب فرمود كه اهلا و سهلا ، و فرمود تا در ده او را سراى ساخته كردند و فرا آوردند . شبانه جماعتى ديو مردم به دو بازنشستند و تخليطها « 3 » و افتراها كردند
هامش
( 1 ) - سبعمائة
( 1 ) مراد ابو الفتح قطب الدين محمد بن شمس الدين مطهر بن شيخ الاسلام احمد جام مؤلف كتاب حديقة الحقيقة است كه در 557 به دنيا آمده و در 642 كتاب مزبور را نوشته و تا سال 650 كه تاريخ حدوث داستان بالاست حتما مىزيسته يعنى اقلا 93 سال عمر كرده است . در تاريخ مجمل فصيحى سال وفات وى 667 ياد شده است كه اگر درست باشد وى يكصد و ده سال زيسته است : ( براى تفصيل بيشتر رك بحواشى كتاب روضة الرياحين )
( 2 ) جمع ترويحه ، بيست و دو ركعت نماز نافله كه در شبهاى ماه رمضان معمول عامه است و آن را تراويح بدان جهت گويند كه بعد هر چهار ركعت خود را راحت و آرام مىدهند ( فرهنگ نفيسى ) .
( 3 ) آميختن چيزى را ، خلط فى الامر - بعض كار را با بعض آن آميخت و فساد افكند در آن ( فرهنگ نفيسى ) .