آنجا آن را نيز پنهان خواهى كرد . گفت : كجاست ؟ شيخ الاسلام نشان داد كه در كدام ديوار است و كجاست و چندست . گفت : تو اينجا بينى و بدانى ، به خداى كه از اين شهر بيرون شوى كه هيچكس از آن خبر ندارد . و ما پرسيديم كه چنان است كه شيخ الاسلام گفت ده « 1 » خنبره و هم چندان ؟ گفت : آرى !
325 - نشان پسر گمشده
ديگر وقتى خواجه امام على هيصم رحمه اللّه بطلب پسر مىآمد خواجه امام نصر الدين ابو بكر . بعضى مىگفتند به زمين داور « 1 » است و بعضى مىگفتند بغزنين است و كس نمىدانست كه كجاست . شيخ الاسلام گفت : شهرى مىبينم به نزديك آب ، در ميان آن شهر بالايى بود ، نشان خواجه امام ابو بكر و ياران او بداد . بعد از آن معلوم شد كه در ولايت كرمان شهرى بود نام آن گنجه « 2 » بر كنار آب چنان كه نشان داده بود .
326 - شيخ درون خانهها را نديده مىشناسد
ديگر خواجه على يحيابادى از ناصح روايت كرد ، گفت : روزى شيخ الاسلام را گفتم : افتد ترا كه به خانهء من درآيى ؟ و من ساكن حسنآباد بودم . او مرا گفت در سراى تو خانهايست كه از در درآيى بر دست راست ، و آن خانه را گنجينه
هامش
( 1 ) - در
( 1 ) « هنوز درهء پهناورى كه وقتى رود هيرمند از جبال هندوكش به طرف بست فرود مىآيد در آن جارى مىگردد زمين داور خوانده مىشود . جغرافىنويسان عرب اين اسم را به تمام اين ولايت دادند و معرب آن ارض داور يا بلد داور است . . . مراد از آن « معبرهاى كوهستان » است ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 370 ، براى تفصيل بيشتر رجوع بكتاب مزبور شود ) .
( 2 ) در كتب جغرافيا شهرى يا دهى موسوم بگنجه در ايالت كرمان ديده نمىشود ، ولى بنا بر فرهنگ جغرافيائى ايران چند ده با اسامى مشابه در استان كرمان امروزى هست كه بعيد نيست يكى از آنها گنجهء مذكور در اين متن باشد و آن اسامى عبارتند از : گنج ، گنجان ، گناجو ، وجود اين نامها ثابت مىكند كه على اى حال محلى بنام گنجه در ايالت كرمان وجود داشته است .