284 - خرج كردن شيخ در راه حجاز
ديگر شيخ يعقوب خسابادى « 1 » ( كذا ) گفت : در سفر حجاز من با شيخ الاسلام از نيشابور برفتيم « 1 » ، يك دينار و نيم زر داشتيم « 2 » . چون ببسطام رسيديم « 3 » ياران حساب كردند هفت دينار در راه خرج كرده بودند . شيخ گفت : اين هفت دينار بر من نويسيد تا من بدهم و تا ببغداد ميزبان شما منم . چون ببغداد رسيديم از شتران كه خريده بود و زاد و راحله و برگ و ساز آن صد و بيست دينار به حساب برآمده بود كه وى خرج كرده بود « 2 » .
285 - شتر پيشكشى امير انر
هم او گفت : چون از نيشابور بيرون رفتيم امير انر از شكار مىآمد ، شيخ الاسلام را بديد ، وداع كرد . ما برفتيم ، به هفت فرسنگ فرود آمديم . امير را در خواب نمودند كه او را اشترى فرست . او اشتر بفرستاد . شيخ الاسلام قبول نمىكرد ، امام ( كذا ) او گفت : او مهتر را صلوات اللّه عليه بخواب ديده است كه شيخ را اشترى فرست . شيخ گفت : اكنون كه مهتر فرموده است قبول كردم . اما تيغى داشت بوى داد و اشتر قبول كرد « 3 » .
286 - اخبار از تولد يك پسر
ديگر على اسفر غابدى گفت : وقتى در راه مىرفتم ، شيخ الاسلام گفت : خر
هامش
( 1 ) - برفتم
( 2 ) - داشتم
( 3 ) - رسيدم
( 1 ) خساباد در كتب جغرافيا ديده نمىشود ، يگانه اسمى كه شباهتى با اين نام دارد خيسار است كه از آن در ضمن شرح وقايع و جنگها در تاريخنامهء هرات و نيز روضات الجنات زمجى اسفزارى مكررا نام برده شده است . در ترجمهء فارسى مسالك و ممالك اصطخرى ( چاپ آقاى ايرج افشار ، تهران 1340 ) خيسار از جمله اعمال و نواحى شهر هرات شمرده شده ( ص 209 ) و در وصفش آمده است كه « خيسار از مالان كمتر بود و باغ و آب روان اندكى دارد » ( ص 211 ) .
( 2 ) مقايسه شود با روضة الرياحين ، ص 34
( 3 ) مقايسه شود با روضة الرياحين ، ص 33