هر دو برادران در پيش او نشسته بوديم . من گفتم : بقا باد شيخ الاسلام را ، خواجه امام برادرم مىخواهد تا از احوال كرامت تو چيزى ببيند . او گفت : اين آيت كه خداى تعالى مىگويد
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
« 1 » حق هست ؟ گفت : هست . پس گفت : اين كتاب مسلمانان را با خود فاوا ( كذا ) مىبرى و مطالعه مىكنى و ندانى كه حرام است . برادرم گفت كه چگونه كتابى است ؟ گفت : كتاب بر تفظيع « 1 » « 2 » معتزله ، اجزاء بهم پيوسته ، بىپشت ، اول جزو آن در دست ماليده شده است . برادرم گفت : آن كتابست اما مربع است . گفت : آرى آن نيز حرام است . برادرم گفت : صدّقت ، همچنين است .
198 - شيخ نودامادى را مدد مىدهد
ديگر هم او گفت : وقتى مرا مهمى پيش آمد در وقتى كه عروس آوردم ، چنان كه كسى پنداشت كه مگر من عنينام . مدت پنج روز بماند ، آنگه شيخ - الاسلام را شفيع آوردم و گفتم : خداوندا به حرمت آن مرد بر تو كه او را از اين كار حسن ( كذا ) خبر كنى و مرا از اين فرج « 2 » دهى كه بيم آن بود كه عروس از دست من بشود . آن شب خداى تعالى گشايش پديد آورد . ديگر روز به نزديك شيخ الاسلام آمدم ، گفتم : در اين روزها مرا مهمى پيش آمد ، بمدد تو از آن فرج « 2 » يافتم . گفت :
در اين روزها نبود ، چندين روز است تا كار تو در پيش من آمد و من ترا دعا گفتم ، الحمد للّه كه از آن برستى .
هامش
( 1 ) - تقطيع
( 2 ) - فرج ( - گشايش ) : فرح
( 1 ) سورهء 99 زلزله ، آيهء 7 - 8
( 2 ) تفظيع در كتب لغت به ندرت ياد شده است . لين) enaL (بنقل از فرايتاگ) gatyerF (آن را ضبط كرده و معنايش را سخت و گران و ناگوار و دردناك كردن چيزى نوشته است . در اينجا ظاهرا بمعنى تشنيع است و مراد شيخ اينست كه چرا كتابى در رد و تشنيع عقايد معتزله با خود مىبرى ، مگر كلام خدا بر حق نيست كه فمن يعمل الخ