پديد آيد آثار عنايت ايزد تعالى در باب او اين باشد كه همه خلق مىبينند ، هذا من فضل ربى .
173 - كراماتى كه على بن ابراهيم الياس تايبادى آورده است
ديگر اين كرامتها خواجه امام رضى الدين جمال اسلام على ابن ابراهيم الياس تايبادى « 1 » رحمة اللّه عليه روايت كرده است و آن را سه مرتبه نهاده : اول آنچه از شيخ - الاسلام شنيده است ، و ديگر آنچه خود ديده است ، و سه ديگر آنچه از ياران معتمد و ائمهء متديّن شنيده به روايت . اما آنچه از شيخ الاسلام قدوة الابدال مقبول الطوايف امام الحرمين ابى نصر احمد بن ابى الحسن النامقى ثم الجامى قدس اللّه روحه العزيز شنيدم كه او گفت : پيش از آنكه توبه كردم حق سبحانه و تعالى ( سه كرامت -
B C
) به من نمود : يكى آنكه سنگى بود در دهنامه كه چهل مرد آن را بنتوانستندى جنبانيد ، من فرا « 2 » رفتم بتأييد حق تعالى آن را چند گام بينداختم . ديگر آنكه بر بام بلندى بودم و پياله در دست ، از دست من بيفتاد و بر زمين آمد ، گفتم : اللّه ! پياله همچنان درست بماند و هيچ خلل نكرد . سديگر واقعهء ستور كه بخم خمر برده بودم و آن آوازى كه شنودم ، كه در اول كتاب نبشته آمده است .
174 - پيدا آمدن گندم به هنگام قحط در گهوارهء كودك شيخ
ديگر هم از وى شنودم كه در ايام قحط هفت شبانه روز بر اهل و بيت ما بگذشت ، از معنى طعام چيزى نبود ، و مرا فرزندان بودند ، در گهواره يكى خورد بود ، هر روز در پس جامهء او چندان گندم پيدا آمده بودى كه آن روز آن قوت به كار داشتى .
175 - داستان بخواب ديدن كسى شيخ را و شنوا شدن او
ديگر اخى شيخ على نيشابورى از ياران خاص شيخ الاسلام بود ، او گفت :
هامش
( 1 ) - تاء بادى
( 2 ) - فرا) BوC (، در اصل : فراز