سجستان تا آنجا چه مىبينى -
B C
) . ساعتى سر در پيش افكند و گرد حدود مىنگريست . پس سر برآورد ، گفت : عجب مرا حالتى معلوم شد از احوال امام زاهدان ابو عبد اللّه ( محمد -
C
) كرام « 1 » رضى اللّه عنه كه پيش ازين معلوم نبود ، و آن آنست كه در حدود سجستان خانهاى ديدم كه نور از آن خانه برمىتافت تا عنان آسمان برمىشد و مىتافت . پرسيدم كه اين چه جاى است ؟ گفتند « 1 » كه ولادت امام زاهدان آنجا بوده است ، آن نور كه مىآيد از بهر شرف او راست . و اين سؤال شيخ الاسلام از وى پرسيده بود ، و اين ( كس -
B C
) كرامات روى زمين بديدى .
گفت : از كرامات بالا چيزى « 2 » به من نمايى ؟ من گفتم : تو طاقت آن ندارى . او در آن التماس كرد و جدها نمود . شيخ الاسلام قدس اللّه روحه العزيز گفت : من با وى سخن گفتم ، يك ساعت بود گفتم : برنگر . برنگريست ، بانگى بكرد و بيفتاد . بعد از آن از وى پرسيدم كه چه ديدى ؟ گفت : چشم من بر قنديلهاى عرش افتاد ، طاقت ديدن آن نداشتم . بعد از آن هفده روز بزيست ، خون از وى گشاده شد و در آن هلاك شد .
169 - ديدن شيخ عذاب دوزخ را « 2 »
ديگر هم از وى شنيدم قدس اللّه روحه العزيز كه در آنوقت كه توبه كردم قرب دو سال آن بود كه هر عذاب كه در دوزخ بود مىديدم ، تا دعا كردم حق سبحانه و تعالى آن را از چشم من پوشيده گردانيد ، و السلام .
هامش
( 1 ) - گفتند) BوC (، در اصل : گفت
( 2 ) - چيزى) BوC (، در اصل : خبرى
( 1 ) ابو عبد اللّه محمد بن كرام ملقب به سجستانى مؤسس فرقهء كراميه است . وى اصلا از بنو نزار بود ؛ در قريهء زرنج به دنيا آمد و در سجستان و خراسان نزد استادانى مانند زاهد احمد بن حرب و ابراهيم بن يوسف الماكيانى و على بن حجر تعلم كرد . سپس پنج سال در مكه بسر برد و در بازگشت بسجستان مال و مكنت خود را فروخت و بنيشابور رفت و آنجا گرفتار و زندانى گشت پس از خلاص از زندان به سال 251 هجرى ببيت المقدس رفت و همانجا در سال 255 هجرى درگذشت .
( براى تفصيل عقايد و آثار او رجوع شود بدائرة المعارف اسلام ، مقالهء استاد مارگوليوث دربارهء كراميه )
( 2 ) راوى اين خبر بنا بر نسخهءCرضى الدين جمال الاسلام على تايبادى است ، ايضا در روضة الرياحين ، مقصد اول ، ورق 51 ب