كه شيخ الاسلام گفته بود وى را بگرفته بودند .
117 - پيشگوئى از شكست امير انر در گرگان
ديگر در آنوقت كه سلطان اسلام خلد ملكه قصد غزنين كرد امير انر ( را -
C
) از پيش بفرستاد ، و كسان او به قصبهء بوزجان گذر كردند . امير جاولى « 1 » هم « 1 » در خيل او بودى . شيخ الاسلام امير جاولى را گفت كه امير انر را بگوى كه بدست تو اين كار برنيايد . چون وى را بگفتند ، وى بگفت : اگر به زبان شيخ الاسلام اين سخن رفت لا بد چنان باشد كه او گفت ، اما من مأمور امرم چارهاى نيست از - فرمانبردارى . برفت و بعجز بازگرديد .
118 - منع شيخ امير انر را از رفتن به گرگان و پيشگوئى شكست او
ديگر بعد از آنكه سلطان بغزنين رفت و باز آمد ، امير انر را بسوى گرگان نامزد كرد . چون ببوزجان رسيد به زيارت شيخ الاسلام آمد و گفت : مرا بسوى گرگان نامزد كردهاند ، چه گويى راست خواهد آمد ؟ گفت : در رفتن تو هيچ فايده نيست مگر آب روى شدن . كسانى كه با وى بودند گفتند : اين غيب است ، و كس غيب نداند جز خداى تعالى ، و منجمانى كه با وى بودند گفتند : اين هيچ نيست كه شيخ الاسلام مىگويد . برفت و بسيارى خوارى و رنج بديد و بازآمد ، و سلطان با وى عتاب كرد كه چون به زبان « 2 » شيخ الاسلام چنان رفت چرا رفتى كه بارها آزمودهاى و ديدهاى .
هامش
( 1 ) - همه ( تصحيح از روىC)
( 2 ) - به زيارت ( تصحيح از روىC)
( 1 ) امير جاولى سقاوو از امرا و سرداران عهد سلجوقى است كه در تواريخ باسم او بر مىخوريم وى مدتى در ايالات خوزستان و فارس فرمان مىراند و در 494 گروه زيادى از باطنيهء آن حدود را نابود كرد در سال 500 هجرى سلطان محمد ولايت موصل و توابع آن را باقطاع به او داد و او در سالهاى بعد نيز در محاربات بسيار شركت داشت تا در سال 510 پس از آنكه در فارس شهرهاى بسيار را گرفته و اموال مردم را غارت كرده و بر امراى كوچك محلى غالبا به حيله و تدبير چيره شده بود درگذشت ( رك : ابن اثير ، خاصه ذيل سنهء 510 ) البته در اين مورد نيز دليلى در دست نيست كه جاولى مذكور در مقامات همين سردار معروف باشد خاصه كه حادثهء فتح غزنه در 511 رخ داد و در اين هنگام جاولى درگذشته بود .